قفقاز


+ انتشار کتاب فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی

چند روزی است که آخرین کتابم(با همکاری دکتر ناهید عبدالتاجدینی) با عنوان فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی توسط انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شده است. پیش از همه بایستی از جناب آقای بهروز ایمانی مدیر امور پژوهشی کتابخانه مذکور  که با علاقه و جدیت تمام زحمت انتشار آن را پذیرا شدند سپاسگزاری کنم.

 

جلد کتاب فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی مینورسکی

 

آغاز کار  علمی روی این آرشیو به زمستان سخت 1390 بازمی­گردد که برای گذراندن فرصت مطالعاتی (که البته بیشتر  از حد معمول به درازا کشید) در سنت پترزبورگ بسر می بردم. درست به خاطرم هست که در روزهای اول حضور در انستیتو نسخ خطی شرقی آکادمی علوم روسیه در سنت­پترزبورگ که بیشتر به دنبال بررسی نسخ خطی بودم، و در ساعت ناهار انستیتو که خدمات معمول برای یک سال تعطیل می­شد به صورت کاملا اتفاقی در طبقه هم­کف چشمم به تابلویی به نام آرشیو افتاد. تا این زمان هیچ تصوری نداشتم از اینکه در این مرکز علاوه بر نسخ خطی، اسناد تاریخی نیز نگهداری میشوند.

 

در اولین زمان ممکن به این آرشیو مراجعه کردم و متوجه شدم که در اینجا اسناد و مدارک باقی مانده از شرق­شناسان روس نگهداری می­شود و اسم دقیق آن آرشیو شرق­شناسان است. شیوه نگهداری اسناد بر مبنای اسم هر شرق­شناس است که در آرشیو هر شخص اسناد متنوعی شامل کتاب، نسخه خطی، اسناد تاریخی، عکس، فیلم، نگاتیو، فیش تحقیق، پیش­نویس مقالات نگهداری می­شود.  (پیش از این نیز توضیحات مفصلی دراین باره نوشته ­ام).

 

تاکنون دسترسی به 18 آرشیو از ایران­شناسان فراهم شده که آخرین آنها ولادیمیر مینورسکی است که جزو بزرگترین مجموعه­های آرشیوی نیز می­باشد. با مشاهده آرشیو مینورسکی تصمیم گرفتم فهرست مفصلی از ان تهیه کنم که یقین داشتم مورد توجه و استفاده  محققان داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت. مینورسکی همیشه برای من چهره پژوهشی جذابی داشته است و آثار منتشره وی در ایران هریک ارزش تحقیقی والا و منحصری دارند. به ویژه رویش وی در نظام علمی روسیه تزاری و بالیدن و به ثمر رسیدنش در نظام آکادمیک اروپای غربی که توانست تلفیقی از دو مکتب ایران­شناسی به دست آورد  بر  میزان ضرورت توجه به این آرشیو می­افزود.

 

مطالعه و بررسی آرشیو مینورسکی در این مکان بیش از شش ماه به طول کشید که تقریبا همه هزاران پرونده و اسناد آن از نزدیک ملاحظه و ورق زده شد و در نهایت در قالب کتاب کنونی در اختیار علاقمندان قرار گرفت.

 

در اینجا مقدمه نگاشته شده برای این کتاب آورده می­شود:

 

"با گسترش روابط ایران و روسیه در دوره صفویه، عصر تازه‌ای در مناسبات دو کشورآغاز شد که این مناسبات با فراز و نشیب‌های زیادی تا زمان حاضر تداوم و تحول یافته است. گذشته از مناسبات در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، وجه دیگری از این مناسبات که از آن می‌توان با عنوان کلی روابط علمی-پژوهشی یاد کرد نیز در روند کلی مناسات ایران و روسیه سهمی مهم داشته که پیشینه آن قدمتی سیصد ساله دارد.

با شوربختی تمام باید اذعان نمود که این روابط علمی و پژوهشی از توازن دوجانبه‌ای برخوردار نبوده و مطالعات و پژوهش‌های صورت گرفته در روسیه تزاری، شوروی و روسیه جدید که با عنوان ایران‌شناسی در روسیه از آن نام برده می‌شود به هیچ وجه قابل مقایسه با روسیه‌شناسی در ایران نبوده است.

مروری بر آثار منتشر شده مرتبط با مطالعات روسیه در ایران، و در همه حوزه‌های تاریخی، ادبی، زبان شناسی و مردم‌شناسی به خوبی گویای وضعیت نحیف، کم مایه و فاقد ناآوری این مطالعات است و عمده آثار شاخص این حوزه نیز برگرفته یا ترجمه از منابع غربی و روسی هستند. به عنوان شاهد مثال در حوزه پژوهش‌های تاریخ شناسی روسیه می‌توان از تاریخ روابط ایران و روس محمدعلی جمال‌زاده به عنوان مهمترین اثر این حوزه نام برد که در ابتدا به صورت مجموعه مقالاتی در ضمیمه نشریه کاوه در برلین منتشر شد و بعدها بنیاد موقوفات افشار آن را یکجا منتشر کرد. دامنه زمانی مورد بررسی این کتاب سیر روابط ایرانیان و روس‌ها از قدیمترین ایام با تکیه بر دوره اسلامی تا پایان صفویه است. علیرغم آنکه این کتاب یک اثر تألیفی و برخوردار از طرحی از پیش تعیین شده است، اما بخش‌های زیادی از آن را می‌توان ترجمه از منابع روسی دانست که در سده‌های نوزدهم و بیستم در پترزبورگ منتشر شده بودند و جمال‌زاده از طریق مترجم روسی به برگردان آنها دست زده است. در حوزه‌های ادبیات، زبان شناسی و مردم شناسی نیز می‌بایست به چند مورد معدود بسنده نمود.

اما آن سوی ماجرا، یعنی مطالعات ایران‌شناسی روسیه نسبتی بسیار دیگرگون با پیشینه و حال روسیه‌شناسی در ایران دارد. در واقع می‌توان این‌گونه ادعا نمود که محققان روسی در همه حوزه‌های مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی ایران ورود کرده و تقریباً هیچ عرصه‌ای در این حوزه خالی از آثار پژوهشی آنها نیست: فرهنگ‌نویسی‌های متعدد دو زبانه، بررسی تاریخ ایران از قدیمترین ایام تا زمان معاصر، تحقیقات ادبی، مطالعات زبان شناسی گسترده، تحقیقات فرهنگ عامه و فولکلو و موارد متعدد دیگر به خوبی مؤید این ادعایند.

هدف از این طرح بحث، ارائه مدخلی برای ورود به موضوع اصلی کتاب حاضر و اظهار امیدواری نسبت به تحرک در نظام علمی و دانشگاهی برای ورود تخصصی به مطالعات روسیه‌شناسی و پیمودن راه‌های نرفته و گشودن افق‌های جدید در این وادی بود، امید که گذر زمان بر تحقق این آرزو جامه عمل پوشاند!.

کتابی که اکنون پیش‌روی خوانندگان قرار دارد، در اصل انعکاس بخشی بسیار کوچک و البته مهم در روند مطالعات ایران شناسی است که در نوع خود تلفیق کم سابقه‌ای از دو مکتب مهم ایران‌شناسی در جهان امروز است: مکتب ایران‌شناسی روسیه و مکتب ایران‌شناسی انگلستان. مینورسکی که زاده روسیه و پرورش یافته مکتب نخست بود، با دستی پر و تجربه‌ای گرانبها راه هجرت به مکتب دوم را برگزید و در اقامت طولانی خود در فرانسه و انگلستان (1919- 1966) به آمیختن این دو مکتب همت گمارد که دستاوردهای آن علی‌رغم گذشت سالیان متمادی، همچنان مرجعی طراز اول برای پژوهش‌های امروزین است.

مینورسکی در معنای واقعی کلمه محققی پرتلاش و خستگی ناپذیر بود. نگارش بیش از صد مقاله برای دائرۀ‌المعارف اسلام (Encyclopedia of Islam) که عمده آنها تک‌نگاری‌های منحصر به فردی هستند، به تنهایی می‌تواند پژواکی از کارنامه موفق او باشد. تالیف چندین کتاب، انتشار نسخ خطی و نگارش مقالات متعدد نیز وجه دیگری از کارنامه پژوهشی او را در بر می‌گیرند.

اما همان‌گونه که در این کتاب به خوبی دیده می‌شود، آثار فوق نمایانگر یک بخش از زندگی علمی مینورسکی و به بیانی وجه پیدای دستاور‌های علمی او هستند. نظری اجمالی بر فهرست پیش‌روی آرشیو شخصی او که تقریباً همه ابعاد زندگی شخصی، علایق پژوهشی، فعالیت‌های شغلی، ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی وی را در بر می گیرد تا حد زیادی آن وجه ناپیدای او را آشکار می‌سازد.

اهمیت این آرشیو نه تنها برای بررسی زندگی و کارنامه علمی ولادیمیر مینورسکی، بلکه بسان منبعی ارزشمند برای تاریخ ایران به ویژه دو دهه اول قرن بیستم است. باقی ماندن ده‌ها دفتر خاطرات روزانه و سفرنامه به مناطق مختلف ایران، هزاران نامه‌نگاری با افراد سرشناس ایرانی و خارجی که در هر نامه گذشته از نوشته‌های متعارف نکات مهم و مباحثات علمی زیادی صورت گرفته؛ پیش‌نویس ده‌ها آثار منتشر نشده از فعالیت‌های پژوهشی، و به ویژه عکسبرداری او از مناطق مختلف ایران که با دقت تمام و به صورت هدفمند مناظر، افراد، قومیت‌ها، آئین‌ها را سوژه عکس خود قرار داده، می‌تواند مبنای طرحی گسترده در مطالعات ایران شناسی باشد که با تدوین این کتاب قدم اول برداشته شده است.

شایسته یادآوری است که مینورسکی به دلیل مأموریت‌های دیپلماتیک متعدد در ایران به ویژه در برهه تعیین مرزهای ایران و عثمانی (1913- 1915) که به عنوان نماینده روسیه در کمیسیون مربوطه فعالیت می‌نمود، اطلاعاتی از خود برجای گذاشته که در جای دیگری نمی‌توان سراغی از آنها پیدا کرد. نکته دیگر، دقت فوق‌العاده مینورسکی در جمع‌آوری منابع و تهیه گزارش‌های متعدد از رخدادها و دسته‌بندی منظم و حفظ همیشگی همه اسناد و مدارک است. برای نمونه می‌توان به بخش مکاتبات وی اشاره کرد. گذشته از آنکه او همه نامه‌های دریافتی را حتی با پاکت مربوطه نگهداری نموده، هنگام نوشتن نامه به افراد دیگر، پیش‌نویسی از آن نیز برای خود تهیه کرده است؛ به گونه‌ای که اگر امروزه امکان دسترسی به نامه‌های ارسالی او میسر نباشد، این پیش‌نویس‌ها به خوبی می‌توانند ما را در جریان کامل متن آنها قرار دهند. دقت نظر و وسواس او به قدری بوده که حتی لاشه بلیط هواپیما و اطلاعیه‌های سخنرانی افراد دیگر را نیز برای ما به یادگار گذاشته است.

 

معرفی گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی

 

پس از درگذشت ولادیمیر مینورسکی با تصمیم همسرش تاتیانا مینورسکی پیکر او به روسیه منتقل و در مسکو به خاک سپرده شد. مطابق رویه موجود در روسیه، نوع خاصی از سامانه نگهداری اسناد و مدارک مربوط به چهر‌های شاخص در این کشور موجود است که از آن با عنوان آرشیوهای شخصی یاد می‌شود. اسناد و مدارک مینورسکی نیز در همین چارچوب با تنظیم همسرش به آرشیو مربوطه به نام آرشیو شرق‌شناسان روس که در انستیتوی نسخ خطی آکادمی علوم روسیه در پترزبورگ مستقر است منتقل و بایگانی می‌شود.

آرشیو مینورسکی در این انستیتو به شماره/ فوند 134 محفوظ است و دارای 6 بخش/ اُپیس می‌باشد که به صورت شایسته‌ای با تفکیک موضوعی تنظیم شده‌اند:

اُپیس 1: آثار علمی مینورسکی (102- 1963)، 828 سند/ پروند (از یک تا صدها برگ):

  1. تاریخ و تاریخ‌نگاری ایران و مناطق مجاور آن (1924-1963)
  2. تاریخ اسلام و فرق اسلامی در ایران (1910- 1956(
  3. اقوام ایرانی (1902-1958)
  4. زبانشناسی، ادبیات و هنر ایران و کشورهای مسلمان (1931-1959)
  5. منبع‌شناسی شرق نزدیک و میانه( 1931-1962)
  6. آثار اجتماعی سیاسی(1909-1963)
  7. مقالات برای دایرةالمعارف‌ها (1925- 1952)
  8. ترجمه‌ها (1914-1961)
  9. جزوات درسی (1921-1956)
  10. سخنرانی‌ها و ارائه مقاله در کنفرانس‌ها (1916-1962)
  11. اظهارنظرها، ارزیابی‌ها و داوری‌های علمی (1913-1963)
  12. گزارش مأموریت و سفرهای رسمی (1902-1917)
  13. کپی اسناد تاریخی و نسخ خطی به زبانهای شرقی

اپیس 2: اسناد شخصی، خانوداگی و شغلی (1887-1977)، 569 سند/ پروند (از یک تا صدها برگ)  

اول- اسناد شخصی و خانوادگی (1823- 1977)

  1. اسناد و مدارک شخصی (1887-1962)
  2. گواهی‌ عضویت در انجمن‌های مجامع علمی (1915-1963)
  3. تبریک‌های سالروز تولد (1947-1955)
  4. دفاتر خاطرات و سفرنامه‌های مینورسکی (1902-1959)
  5. ارزیابی‌های دیگران از آثار مینورسکی (1911-1977)
  6. اسناد خانوادگی (1823-1966)

دوم- اسناد مربوط به فعالیت‌های شغلی (1848-1965)

  1. مأموریت درایران (1902-1923)      
  2. کمیسون تعیین مرزهای ایران و عثمانی (1848- 1915)
  3. اسناد مربوط به فعالیت‌های آموزشی (1924- 1957)
  4. اطلاعیه‌ها و پوسترهای برنامه‌های علمی(1914-1956)
  5. اسناد و مکاتبات مربوط به انتشار مقالات (1915-1964)
  6. نشست‌ها، کنفرانس‌ها و کنگره‌های بین‌المللی (1902- 1965)

اُپیس 3- مکاتبات (1871-1966)، 2455 سند/پرونده( از یک تا ده‌ها نامه)

اول-نامه‌های ارسالی مینورسکی (1913- 1965)

  1. به زبان روسی (1913- 1965)
  2. زبانهای اروپایی (1920- 1965)
  3. به زبانهای شرقی (1936- 1946)

دوم-نامه‌های مستقل (1914-1919، 1946-1962)

سوم- نامه‌های فرستاده شده به مینورسکی (1903- 1966)

  1. به زبان روسی(1903- 1965)
  2. به زبانهای شرقی (1910- 1966)

چهارم- نامه‌های مربوط به افراد دیگر (1871- 1961)

  1. به زبان روسی (1871، 1912- 1947)
  2. به زبانهای اروپایی (1903- 1961)
  3. به زبانهای شرقی (1914- 1946)

پنجم- نوشته‌های روی هدایا (1920- 1961)

اِپیس 4- آثار علمی دیگران (1854- 1964)، 243 سند/ پرونده ( از یک تا صدها مورد)

  1. آثار علمی:  مقالات، سخنرانی، ارزیابی‌ها (1854- 1964)
  2. آثار علمی افراد نامعلوم (1913- 1963)
  3. گزارش‌ها، یادداشت‌ها، و بخشنامه‌ها رسمی (1910- 1924)
  4. گزارش‌ها، یادداشت‌ها و نوشته‌های افراد نامعلوم (1912- 1922)

اُپیس 5-عکسها (1888- 1963)، 110 پرونده (از یک تا ده‌ها قطعه عکس)

  1. عکس‌های مینورسکی (1904- 1964)
  2. عکس‌های افراد دیگر (1888- 1963)
  3. قومیت‌ها، رسوم و و آئین‌های مذهبی ایران (1906-1907، 1934)
  4. شهرها و اماکن جمعیتی ایران (1901- 1934)  
  5. هنرهای ایران (بیشتر قرون میانه)

اُپیس 6-کلکسیون اسناد و بریده‌های نشریات (1829-1966)، 143 سند/ پرونده ( از یک تا صد‌ها صفحه)

اول- اسناد (1829- 1953)

  1. تاریخ ایران (1846- 1921)
  2. تاریخ روسیه (1829- 1921)
  3. بیانیه‌‌ها و اطلاعیه‌ها (1829-1921)

دوم- بریده‌های نشریات (1907-1966)

  1. وضعیت داخلی و بین‌المللی روسیه (1912- 1966)
  2. وضعیت داخلی و بین‌المللی کشورهای مختلف (1907- 1966)

سوم- روزنامه‌ها (1915- 1964) 

  1. به زبان روسی (1915- 1919)
  2. روزنامه‌ها- به زبانهای اروپایی(1918- 1964)
  3. به زبانهای شرقی (1918- 1956)

در این کتاب بر اساس فهرست راهنمای آرشیو همه اطلاعات شماره‌گذاری شده و مطابق نشانه‌های اختصاری امکان دسترسی به آنها میسر است. اطلاعات موجود برای هر سند/ پرونده شامل موارد زیر است:

آدرس آرشیوی؛ نویسنده/فرستنده/ گیرنده؛ موضوع؛ مکان، زبان؛ تعداد؛ تاریخ؛ تعداد صفحات.

ارجاع یا رجوع به هر سند با توجه نشانه‌های اختصاری تعریف شده که در ابتدای این کتاب ذکر شده است میسر است. به عنوان مثال سند: الف- 1 یا ج- 1معرف سند زیر است:

  • انستیتوی نسخ خطی پترزبورگ/ آرشیو شرق‌شناسان/ فوند 134 ( آرشیو شخصی ولادیمیر مینورسکی)/ بخش (اُپیس): 1/ سند شماره 1
  • انستیتوی نسخ خطی پترزبورگ/ آرشیو شرق‌شناسان/ فوند 134 ( آرشیو شخصی ولادیمیر مینورسکی)/ بخش (اُپیس): 3/ سند شماره 1

از آنجاکه مینورسکی علاوه بر برجستگی‌های علمی از خصایص والای اخلاقی نیز برخوردار بود و همه کسانی که با وی ارتباط داشتند در تأکید بر این سجایای شخصیتی وی همسو هستند، لذا چند مقاله یا مطلب منتشر شده از دوستان وی که اطلاعات دقیقی از مراحل مختلف زندگی مینورسکی در آنها آمده است، در ابتدای این کتاب آورده شده‌اند.

 

سال‌شمار زندگی مینورسکی

 

  • 5 فوریه 1877: تولد در شهر کراچوا (نزدیک مسکو-در حال حاضر زیر آب رفته است)
  • 1896 -1900 : دانشجوی حقوق دانشگاه مسکو 
  • 1900: ورود به انستیتوی لازارُف مسکو
  • 1902: اولین سفر به ایران
  • 1903: استخدام در وزارت امور خارجه روسیه 
  • 1904- 1908: مأموریت در ایران (مناطق آذربایجان و کردستان)
  • 1908-1911: مأموریت در سنت‌پترزبورگ و ترکستان
  • 1911: مأموریت در ایران
  • 1912: مأموریت در استانبول
  • 1913: ازدواج با تاتیانا مینورسکی
  • 1913- 1915: نماینده روسیه در کمیسیون تعیین مرزی ایران و عثمانی
  • 1915- 1919: مأموریت در تهران 
  • 1916: دبیر اول سفارت روسیه در ایران
  • 1918: وزیر مختار موقت روسیه در ایران 
  • 1919: عزیمت به پاریس
  • 1923:  آغاز تدریس زبان‌های فارسی و ترکی در مدرسه زبان‌های زنده شرقی پاریس
  • 1930: عزیمت به لندن به عنوان دبیر نمایشگاه هنر در برلینگتن‌هاوس
  • 1932: تدریس زبان، ادبیات فارسی و تاریخ ایران در مدرسة السنة شرقیة لندن
  • 1932: شرکت در بزرگداشت ابوعلی‌سینا در تهران و همدان
  • 1934: شرکت در جشن هزاره فردوسی در تهران
  • 1937: کسب رتبه پرفسوری
  • 1939: انتقال به کمبریج
  • 1942: عضویت ناپیوسته آکادمی بریتانیا
  • ۱۹۴۴: بازنشستگی از دانشگاه لندن
  • 1944: عضویت افتخاری مدرسه تحقیقات شرقی‏
  • 1948: دریافت دکترای افتخاری دانشگاه بروکسل
  • ۱۹۴۸- ۱۹۴۹: پژوهشگر مهمان در جامعة فواد اول در قاهره
  • 1960: شرکت در کنگره شرق‌شناسی مسکو
  • 1960: بازدید از باکو، ایروان و تفلیس 
  • 1962: دریافت نشان طلای سه سالانه انجمن همایونی آسیا
  • 1963: عضویت پیوسته درفرهنگستان کتیبه‏ها و ادبیات
  • ۲۵ مارس ۱۹۶۶: مرگ در کمبریح و انتقال به مسکو"

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : گودرز رشتیانی Goodarz Rashtiani ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۳٠
comment نظرات () لینک

+ گنجینه پژوهشی (آرشیو شخصی) ولادیمیر مینورسکی

یکی از توفیقات اقامت جند ماهه ام در سنت پترزبورگ، دسترسی به منابع کتابخانه ای و آرشیوهای غنی روسیه است. در این میان، بخشی در انستیتو نسخ خطی پترزبورگ با نام آرشیوهای شخصی شرق شناسان بایگانی شده است (قبلا خلاصه وار آن را معرفی کرده ام) که از جهاتی بسیار جالب توجه است ، زیرا اسناد و مدارک شخصی تعداد زیادی از شرق شناسان و ایران شناسان بنام در آنجا نگهداری میشود. یکی از این ایران شناسان، ولادیمیر مینورسکی است که از وجهه جهانی بالایی برخودردار بوده  و برای ایرانیان نیز چهره ای شناخته شده است. با دیدن دفاتر راهنمای این آرشیو به همراه همسرم  ناهید عبدالتاجدینی تصمیم به فهرست نویسی آن کردیم  که بدون شک میتواند منبعی بسیار ارزشمند دز مظالعات شرقشناسی و ایرانشناسی به شمار آید.

امروز که حدود 6 ماه از آن روز میگذرد بسیار خوشحالیم که  این کار مهم به سرانجام رسیده و خدا را شاکریم که توانسته ام سهمی هر چند اندک در شناسایی این ایرانشناس نامور به جامعه علمی داشته باشیم.

این کتاب که توسط انتشارت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس در حال انتشار است در بردارنده خلاصه زندگی­نامه و فهرست کامل گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی در شش بخش (اُپیس) است:

  • فعالیت­های علمی و تحقیقاتی؛
  • اسناد و مدارک شخصی و خانوادگی؛
  • مکاتبات مینورسکی (صدها نامه از همه شرق شناسان سراسر دنیا و نویسندگان ایرانی همانند: علامه قزوینی، محمدعلی فروغی، جمالزاده، صادق هدایت، ایرج افشار، منوچهر ستوده، مجتبی مینوی، بدیع الزمان فروزانفر، علی اصغر حکمت، سعید نفیسی، امان اله جهانبانی، حاج علی رزم آرا و....) 
  • آثار علمی و تحقیقی سایر پژوهشگران؛
  • عکسها؛
  • اسناد و مدارک مربطو به مأموریت های رسمی،
  • کلکسیون بریده روزنامه ها و مجلات.

لازم به ذکر است  مینورسکی در ۶ فوریه ۱۸۷۷(1293شمسی) در شهر کوچک کُرچه‌وا (Korcheva) در نزدیکی مسکو چشم به جهان گشود. از سال ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۰ در دانشگاه مسکو به تحصیل حقوق و سپس مشغول آموختن زبان‌های شرقی در انستیتوی لازارف شد. در ۱۹۰۳ به خدمت وزارت امور خارجه روسیه درآمد و از ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸ در کنسولگری روسیه در تبریز و یک سال نیز در تاشکند خدمت کرد. در سال های 1911 تا 1914 نماینده روسیه در کمیسیون مرزی ایران وعثمانی(از آرارات تا خلیج فارس) بود و در جریان انقلاب ۱۹۱۷ روسیه را ترک کرد. از سال ۱۹۲۳ به تدریس زبان فارسی در مدرسه زبان‌های شرقی پاریس پرداخت. پس از آن، از ۱۹۳۲ به تدریس زبان و ادبیات فارسی و تاریخ ایران در مدرسه زبان‌های شرقی لندن(SOAS) و در سال ۱۹۳۷ استاد زبان فارسی در دانشگاه لندن شد. در سال ۱۹۴۴ بازنشسته شد و از آن پس در دانشگاه کمبریج به تدریس تاریخ ایران پرداخت. مینورسکی در ۲۵ مارس ۱۹۶۶ (5 فرورین 1345 شمسی)در کمبریج درگذشت که بنا به تصمیم همسرش (تاتیانا مینورسکی) در مسکو به خاک سپرده شد.

آثار پژوهشی ولادیمیر مینورسکی از تنوع کم نظیری در حوزه­های ایران­شناسی، کردشناسی، قفقازشناسی، فرق اسلامی و تصحیح نسخ خطی برخوردار است. وی در مدت شش دهه فعالیت علمی، بیش از دویست مقاله علمی (در دائره ­المعارف اسلام و مجلات دیگر)، و حدود پانزده کتاب به رشته تحریر درآورد و نسخ خطی فارسی، عربی و کردی زیادی تصحیح و منتشر نمود.

نویسنده : گودرز رشتیانی Goodarz Rashtiani ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٥
comment نظرات () لینک

+ روسیه؛ سرزمین آرشیو و مردمان تاریخگرا

یکی از پدیده¬های شگفت¬انگیز روسیه وجود آرشیوهای عمومی و تخصصی در سطح ملی و محلی در سراسر کشور می-باشد، به گونه ای که اگر این کشور را سرزمین آرشیو بنامیم چندان بی­راه نباشد. وضعیت آرشیوهای ملی و منطقه ای در این سرزمین به گونه ای حیرت آور است که علاوه بر آرشیوهای ملی در مسکو و پترزبورگ، در هر شهر (هر چند کوچک) نیز حداقل یک آرشیو موجود است. از جمله آرشیوهای مستقر در مسکو میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • آرشیو دولتی فدراسیون روسیه
  • آرشیو دولتی اسناد قدیمی
  • آرشیو دولتی  تاریخ اجتماعی-سیاسی
  • آرشیو دولتی اسناد نظامی
  • آرشیو دولتی اسناد تاریخی-نظامی
  • آرشیو دولتی  ادبی  هنری
  • آرشیو دولتی  اسناد علمی-فنی
  • آرشیو دولتی  عکس و سینما
  • آرشیو دولتی اسناد اقتصادی
  • آرشیو دولتی اسناد شرق دور
  • مرکز  اسناد تامین اجتماعی
  • آرشیو ریاست جمهوری روسیه

در پترزبورگ نیز آرشیوهای زیر دیده می­شود:

  • آرشیو  مرکزی دولتی سنت پترزبورگ
  • آرشیو دولتی تاریخی
  • آرشیو دولتی  ادبی  هنری
  • آرشیو دولتی  اسناد علمی-فنی
  • آرشیو دولتی  عکس و سینما
  • آرشیو دولتی اسناد تاریخی دیپلماتیک پترزبورگ
  • آرشیو شخصیت‌های پترزبورگ

 

برای علاقمندان احتمالا جالب توجه خواهد بود که در مراکز ایالتی و جمهوری خودمختار نیز به همین میزان آرشیوهایی متعددی فعال است.

این تعدد مراکز آرشیوی علیرغم آن است که روسیه همانند ایران سرزمینی در معرض حملات و جنگهای تاریخی بوده که حمله مغول، تیمور و ناپلئون در آغاز قرن نوزدهم از جمله این موارد است و اگر جنگ با ژاپن و نیز دو جنگ حهانی اول و دوم را به آن اضافه کنیم، جای شگفتی است که برخلاف ایران، سرنوشت آرشیو در این کشور سرنوشت غم­باری نبوده است .انقلاب 1905 و انقلاب 1917 را هم اگر اضافه کنیم که منجر به دگرگونیهای بنیادین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اداری شد آن گاه بایستی از راز ماندگاری و دوام پایدار اسناد تاریخی این کشور انگشت حیرت بر دهان گذاشت. به قول یکی از استادان شرق­شناس تقریباً هیچ سند مهمی در 300 ساله اخیر روسیه از بین نرفته است. اگر این وضعیت را با دوران صفویه و حتی تا اواخر قاجار در ایران مقایسه کنیم به درستی باید سرنوشت آرشیو در کشورمان را غم بار و فاجعه آمیز بدانیم.

برداشت اولیه بنده در پاسخ به راز این ماندگاری ( بدون انکه از سر تحقیق یا  با کند و کاو جدی به ان رسیده باشم) را بایستی در روحیه تاریخ گرایانه جامعه روسیه بدانیم. به این معنی که اصولاً جهان بینی روسها دارای یک وجه تاریخی میباشد و  هر فرد روسی خود را وابسته و متعلق به یک جامعه دراز مدت میداند. شاید این مثال بتواند در توضیح این مدعا راهگشا باشد که گذشته از مردم تحصیل کرده، بیشتر مردم عادی نیز تا حد زیادی با تاریخ کشور خود، تحولات مهم، نام­های پادشاهان و سالهای زمامداری آنها به خوبی آشنا هستند . برای من به عنوان دانشجوی تاریخ مایه شگفتی بود که در گفتگو با مسئول کنترل بلیت اتوبوس و در موردی دیگر در مکالمه یا نگهبان ورودی دانشکده فیلولوژی، به اطلاعات بسیار دقیق و جزیی آنها در تاریخ روسیه در قرون هیجدهم نوزدهم پی بردم که گف توگ با یک کارشناس برجسته تاریخ را به ذهن تبادر می­کرد. همین وجه تاریخ­گرایی، به خوبی در معماری و سالم بودن بناهای تاریخی که الان هم کاربرد مسکونی یا اداری دارند به خوبی دیده می­شود.

علاوه بر این روحیه تاریخ¬گرایانه،  بایستی به سنت دیوانسالاری حاکم بر روسیه تزاری و نیز در دوره شوروی اشاره کرد که تلاش بر این بود که تا حد مکان همه اسناد شخصی و عمومی مکتوب شوند. در حال حاضر نیز همین وضعیت بدون تغییر زیادی حفظ شده است. به عنوان مثال در انستیتو نسخ خطی اگر در روز یک نسخه دیده ببینیم،  حدود 5  بار اسم و مشخصات و امضای من و متصدی مربوطه ثبت میشود. بار اول در ورددی ساختمان و ثبت ورود و خروج، بار دوم در سالن قرائت­خانه، بار سوم در برگه سفارش نسخه، بار چهارم در تحویل گرفتن نسخه در دو برگ، بار پنجم در تحویل دادن نسخه. همه این مراحل دستی و در دفاتر ویژه­ای ثبت میشود که در سالهای آتی خود سندی تاریخی محسوب میشود.

جال توجه است علیرغم گسترش نظام رایانه ای در روسیه، به نظر می­رسد نوعی احتیاط همراه با هراس در گسترش این نظام رایانه ای در سطح ملی و منطقه­ای دیده می­شود .نمونه بسیار مهم آن نظام آموزشی دانگشاه های روسیه است. اگر بخواهم مقایسه کنم، به خوبی یاد دارم که در ترم اول لیسانس در سال 1376 بخش هایی از ثبت نام و به ویژه انتخاب واحد به صورت کامپیوتری صورت میگرفت و برگه پرینت شده باید به امضای دانشجو و مدیر گروه میرسید و کارشناس گروه از طریق رایانه برنامه­ریزی های لازم را انجام میداد.

 اما در حال حاضر در دانشگاه دولتی پترزبورگ که قدیمترین دانشگاه روسیه است و در جایگاه150 تا 200 جهانی نیز قرار دارد، همه مراحل از اطلاع رسانی تا  انتخاب واحد و تائید نهایی به صورت دستی انجام میشود. کافی است برای درک اینکه بدانیم مثلا درس دو واحدی تاریخ میانه ایران داری چند دانشجو است؟ این دنشجویان چه درس­های دیگری اخذ نموده اند؟ نمره آنها در این درس چند بوده است؟ و... بایستی به پرونده های کاغذی مراجعه کرد و اصولا صفحه و یا پروفایل اختصاصی مرسوم رایانه­ای برای دانشچو اصلا وجود ندارد. از این رو این سیستم تفاوتی با نیم قرن گذشته نکرده است.

در مثال دیگر بایستی سیستم کتابخانه دانشگاه یا دانشکده ها را نام برد. هر کسی که قصد عضویت کتابخانه دارد، بایستی ضمن نامه با امضای مدیر گروه به همراه کارت دانشجویی (که آن هم کاملا دست نویس است!) به پذیرش کتابخانه ارائه دهد و بر مبنای آن کارت عضویت کتابخانه برای او صادر میشود. این کارت عضویت، به صورت دفترچه چند برگی است. مسئول پذیرش با دست خط خود مشخصات دانشجو را در صفحه اول نوشته، یک قطعه عکس هم با چسب سریش روی آن چسبانده و با امانت گرفتن هر کتاب، نام و مشخصات کتاب امانی در یکی از سطور دفترچه نوشته میشود. با پایان عضویت حتماً هم بایستی دفترچه عضویت تحویل داده شود و آن هم به آرشیو دانشگاه تحویل داده می­شود. از این رو الان به خوبی برای ما روشن است که مثلا در دهه گذشته فلان دانشجوی تاریخ، چه کتابهایی را در دوران دانشجویی خود امانت گرفته و سایر اطلاعات...

غرض از ذکر این مثال ها ارائه تصویری روشن از وضعیت فعلی بایگانی در روسیه و دست یافتن به درکی از اهمیت حفظ اسناد ( هرچند اسناد به ظاهر کم اهمیت) بود. فهم این رویه در اوایل به قدری برای من دشوار بود که از مسئول تحصبلات تکمیلی پرسیدم شما چگونه قادر هستید به صورت دستی همه مراحل آموزشی دانشجویان را سازماندهی کنید و اصولا چرا به سیستم رایانه ای روی نمی آورید؟ پاسخ او بسیار جالب توجه بود و البته قانع کننده. او ضمن اینکه دشواری های دستی بودن این امور و وقت­گیر و هزینه­بر بودن آن را تائید کرد گفت: «نظام کامپیوتری به هیچ وجه دارای آن امنیتی نیست که این اطلاعات را ماندگار کند». به نوعی نظان رایانه ای هنوز روسها را به این درجه از اطمینان نرسانده است که  تصمیم بگیرند این گونه امور خود را به آن بسپارند.از همین رو دغدغه آنها بسیار جدی است و به نظر این بنده خدا، میتواند برای ما هم قابل استفاده باشد. تصور کنید به هر دلیلی مثلا ویروسی شدن پایگاه مرکزی داده های انفورماتیک دانشگاه تهران یا در اثر حمله هکرها ، اطلاعات دانشجویان فعلی که در بسیاری از امور نسخه دستی ندارد، از بین برود یا مخدوش شود؟ آن موقع چه کار باید کرد؟.

وجه دیگر از همین نظام آرشیوی در روسیه که منِ دانشجوی تاریخ را بسیار شیفته خود کرده است وجود پدیده ای به نام آرشیوهای شخصی می¬باشد. منظور از این ارشیو نگهداری تمام اسناد و مدارک مرتبط با استادان، نویسندگان و دانشمندن حوزه های مختلف است که در طول عمر خود یا بعد از مرگشان با رضایت خانواده، اسناد آنها به آرشیو مربوطه منتقل می­شود. در حوزه کار من نمونه قابل ذکر، آرشیو شرق شناسان روسیه است که در آرشیوی به همین نام در انستیتوی نسخ خطی شرقی آکادمی علوم پترزبورگ موجود است . با توجه به سنت طولانی مطالعات شرق شناسی در روسیه و صاحب سبک بودن این پژوهش ها، و مطالعات دامنه دار شرق شناسان آنجا، این آرشیو بسیار جالب توجه مینماید. در این آرشیو بخشی به نام آرشیو ایرانشناسان وجود دارد که اسناد و مدارک هفده نفر از ایران­شناسان بنام روسیه در آن بایگانی میشود. از جمله آنها میتوان به آدولف برژه، نیکولای مار، ژوکوسکی و مینورسکی اشاره کرد.

خوشبتانه آرشیو هر شرق شناس به صورت کاملا علمی و روشمند دسته­بندی شده و فهرست دقیق و گویایی از مدارک موجود همراه با شماره خاص خود تنظیم شده است

. در فرصت پیش آمده تا کنون آرشیو آدولف برژه و بخشهایی از آرشیو مینورسکی را دیده­ام. برژه از این حیث اهمیت زیادی دارد که  سرپرست طرح بسیار ارزشمند دستاوردهای کمیسیون باستان شناسی قفقاز بود و در سالهای 1866 تا 1904 این مجوعه در دوازه جلد که هریک حداقل هزار صفحه بودند به چاپ رسید. در این طرح، همه اسناد مرتبط با قفقاز از اشخاص یا مراکز دولتی امانت گرفته شد و ضمن انتشار ان به زبان اصلی، ترجمه روسی نیز به آن اضافه شد. بنده در مقاله ای این کار را نخستین پگاه ایرانشناسی در گرجستان (که احتمالا اولین تجربه انتشار اسناد فارسی در جهان نیز بود) نام نهاده­ام. زیرا علاوه بر اینکه تقریبا همه اسناد دوازده جلدی به نحوی به ایران مربوط هستند، برای اولین بار اسناد فارسی من جمله فرامین بسیاری از شاهان ایران از صفویه تا قاجاریه نیز در ان به زبان فارسی و ترجمه روسی منتشر شد.  در آرشیو شخصی برژه حدود 12 فرمان اصلی از شاهان ایران موجود است که واجد اهمیت زیادی است.

 اما آرشیو شگفت انگیزتر، آرشیو ولادیمیر مینورسکی است. میدانیم که مینورسکی(1877-1966 م) دانمشمندی کم نظیر در مطالعات ایران­شناسی و قفقازشناسی بود که همه آثار او علیرغم گذشت سالهای زیاد، هنوز مرجعی معتبر  در این حوزه به شمار می­آیند.در چند ماه اخیر به صورت مفصل این آرشیو را مورد بررسی قرار داده و در یک تقسیم بندی کلی، می¬توان محتوای آن را به 5 قسمت تقسیم کرد:

  • فعالیت¬های علمی و تحقیقاتی
  • اسناد و مدارک شخصی و خانوادگی
  • مکاتبات مینورسکی (نامه های ارسالی دریافتی)
  • عکسها
  • مجموعه ای از اسناد، مقالات روزنامه ها و مجلات

بخش فعالیت های علمی و تحقیقاتی، گسترده¬ترین بخش این آرشیو است که علاوه بر آثار منتشر شده، دست نوشته¬هایی را نیز در بر می¬گیرد که مینورسکی آنها را  برای انتشار آماده  کرده، اما فرصت انتشار آن را پیدا نکرده است. به نظر می¬رسد با معرفی این بخش، بتوان دریچه جدیدی به حوزه پژوهش های مینورسکی باز کرد. این بخش در قالب 828 پرونده (از یک تا صدها برگ) ساماندهی شده است.

بخش اسناد  و مدارک شخصی و خانوادگی نیز حاوی ابعادی از زندگی شخصی مینورسکی است که کارکرد خاص خود را دارد و برای مخاطبان خود جالب توجه خواهد بود. این بخش در قالب 569 پرونده سازمان یافته است.

نامه¬های مینورسکی بخش باارزشی از این آرشیو است که علاوه بر بیان ارتباطات داخلی و خارجی او، مرجعیت علمی مینورسکی را در حوزه های تخصصی گوناگون نشان می¬دهد. در این میان وجود نامه¬هایی از محققان ایرانی همانند مرحوم ایرج افشار ، منوچهر ستوده، مرحوم مجتبی مینوی و.. جالب توجه هستند. نامه های ارسالی 433 طغری و نامه های دریافتی 1959 طغری هستند.

مجموعه¬ای از اسناد تاریخی، مقالات روزنامه و مجلات و بریده¬های آنها بخش دیگری از آرشیو است. به ویژه اسناد تاریخی که مینورسکی به آنها دست یافته، برای تحقیقات تاریخی بسیار ارزنده هستند. در این بخش، تعدادی از روزنامه¬های منتشره در ایران نیز دیده میشود که ممکن است در مراکز آرشیوی ایران امکان دسترسی به آنها میسر نباشد. روی هم رفته تعداد پرونده¬های این بخش 5241 مورد است.

اما جذاب ترین قسمت آرشیو شخصی مینورسکی، بخش عکس می¬باشد. برای بنده بسیار مایه حیرت است که علیرغم گذشت سالیان اندک از اختراع دوربین و فن عکاسی و کاربرد محدود این صنعت در آن ایام، مینورسکی  با چه رویکردی به اهمیت زیاد این پدیده پی برده است؟ به گونه ای که در هر شهری که اقامت داشته از آنجا حداقل یک قطعه عکس از آن تهیه می¬کرده است؟

عکس¬های زیادی از شهرهای ایران و قفقاز همانند مشهد، قم، تهران، ری، تفلیس، تبریز و... در این بخش وجود دارد. شاید بخش با اهمیت¬تر این تصاویر ، عکس¬های او از شهرها و مناطق مرزی ایران و ترکیه باشد که تا آن زمان به آنها دوربین عکاسی وارد نشده است: همانند سقز، بوکان، اربیل، سنندج، زهاب، قصرشیرین و... در این شهرها، به دفعات زیاد عکسهای گوناگونی از مناظر طبیعی، شخصیت¬های محلی، ایلات و عشایر و .. مشاهده می شود.

مینورسکی آگاهانه با تصویر گرفتن از این پدیده¬ها، یک منبع فوق العاده مهم تاریخی را برای آیندگان به میراث گذاشته است. 1400 قطعه عکس و حدود 1300 قطعه نگاتیو که قابلیت چاپ دارند در این بخش بایگانی شده است.

نویسنده : گودرز رشتیانی Goodarz Rashtiani ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٠
comment نظرات () لینک