قفقاز


+ روسیه؛ سرزمین آرشیو و مردمان تاریخگرا

یکی از پدیده¬های شگفت¬انگیز روسیه وجود آرشیوهای عمومی و تخصصی در سطح ملی و محلی در سراسر کشور می-باشد، به گونه ای که اگر این کشور را سرزمین آرشیو بنامیم چندان بی­راه نباشد. وضعیت آرشیوهای ملی و منطقه ای در این سرزمین به گونه ای حیرت آور است که علاوه بر آرشیوهای ملی در مسکو و پترزبورگ، در هر شهر (هر چند کوچک) نیز حداقل یک آرشیو موجود است. از جمله آرشیوهای مستقر در مسکو میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • آرشیو دولتی فدراسیون روسیه
  • آرشیو دولتی اسناد قدیمی
  • آرشیو دولتی  تاریخ اجتماعی-سیاسی
  • آرشیو دولتی اسناد نظامی
  • آرشیو دولتی اسناد تاریخی-نظامی
  • آرشیو دولتی  ادبی  هنری
  • آرشیو دولتی  اسناد علمی-فنی
  • آرشیو دولتی  عکس و سینما
  • آرشیو دولتی اسناد اقتصادی
  • آرشیو دولتی اسناد شرق دور
  • مرکز  اسناد تامین اجتماعی
  • آرشیو ریاست جمهوری روسیه

در پترزبورگ نیز آرشیوهای زیر دیده می­شود:

  • آرشیو  مرکزی دولتی سنت پترزبورگ
  • آرشیو دولتی تاریخی
  • آرشیو دولتی  ادبی  هنری
  • آرشیو دولتی  اسناد علمی-فنی
  • آرشیو دولتی  عکس و سینما
  • آرشیو دولتی اسناد تاریخی دیپلماتیک پترزبورگ
  • آرشیو شخصیت‌های پترزبورگ

 

برای علاقمندان احتمالا جالب توجه خواهد بود که در مراکز ایالتی و جمهوری خودمختار نیز به همین میزان آرشیوهایی متعددی فعال است.

این تعدد مراکز آرشیوی علیرغم آن است که روسیه همانند ایران سرزمینی در معرض حملات و جنگهای تاریخی بوده که حمله مغول، تیمور و ناپلئون در آغاز قرن نوزدهم از جمله این موارد است و اگر جنگ با ژاپن و نیز دو جنگ حهانی اول و دوم را به آن اضافه کنیم، جای شگفتی است که برخلاف ایران، سرنوشت آرشیو در این کشور سرنوشت غم­باری نبوده است .انقلاب 1905 و انقلاب 1917 را هم اگر اضافه کنیم که منجر به دگرگونیهای بنیادین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اداری شد آن گاه بایستی از راز ماندگاری و دوام پایدار اسناد تاریخی این کشور انگشت حیرت بر دهان گذاشت. به قول یکی از استادان شرق­شناس تقریباً هیچ سند مهمی در 300 ساله اخیر روسیه از بین نرفته است. اگر این وضعیت را با دوران صفویه و حتی تا اواخر قاجار در ایران مقایسه کنیم به درستی باید سرنوشت آرشیو در کشورمان را غم بار و فاجعه آمیز بدانیم.

برداشت اولیه بنده در پاسخ به راز این ماندگاری ( بدون انکه از سر تحقیق یا  با کند و کاو جدی به ان رسیده باشم) را بایستی در روحیه تاریخ گرایانه جامعه روسیه بدانیم. به این معنی که اصولاً جهان بینی روسها دارای یک وجه تاریخی میباشد و  هر فرد روسی خود را وابسته و متعلق به یک جامعه دراز مدت میداند. شاید این مثال بتواند در توضیح این مدعا راهگشا باشد که گذشته از مردم تحصیل کرده، بیشتر مردم عادی نیز تا حد زیادی با تاریخ کشور خود، تحولات مهم، نام­های پادشاهان و سالهای زمامداری آنها به خوبی آشنا هستند . برای من به عنوان دانشجوی تاریخ مایه شگفتی بود که در گفتگو با مسئول کنترل بلیت اتوبوس و در موردی دیگر در مکالمه یا نگهبان ورودی دانشکده فیلولوژی، به اطلاعات بسیار دقیق و جزیی آنها در تاریخ روسیه در قرون هیجدهم نوزدهم پی بردم که گف توگ با یک کارشناس برجسته تاریخ را به ذهن تبادر می­کرد. همین وجه تاریخ­گرایی، به خوبی در معماری و سالم بودن بناهای تاریخی که الان هم کاربرد مسکونی یا اداری دارند به خوبی دیده می­شود.

علاوه بر این روحیه تاریخ¬گرایانه،  بایستی به سنت دیوانسالاری حاکم بر روسیه تزاری و نیز در دوره شوروی اشاره کرد که تلاش بر این بود که تا حد مکان همه اسناد شخصی و عمومی مکتوب شوند. در حال حاضر نیز همین وضعیت بدون تغییر زیادی حفظ شده است. به عنوان مثال در انستیتو نسخ خطی اگر در روز یک نسخه دیده ببینیم،  حدود 5  بار اسم و مشخصات و امضای من و متصدی مربوطه ثبت میشود. بار اول در ورددی ساختمان و ثبت ورود و خروج، بار دوم در سالن قرائت­خانه، بار سوم در برگه سفارش نسخه، بار چهارم در تحویل گرفتن نسخه در دو برگ، بار پنجم در تحویل دادن نسخه. همه این مراحل دستی و در دفاتر ویژه­ای ثبت میشود که در سالهای آتی خود سندی تاریخی محسوب میشود.

جال توجه است علیرغم گسترش نظام رایانه ای در روسیه، به نظر می­رسد نوعی احتیاط همراه با هراس در گسترش این نظام رایانه ای در سطح ملی و منطقه­ای دیده می­شود .نمونه بسیار مهم آن نظام آموزشی دانگشاه های روسیه است. اگر بخواهم مقایسه کنم، به خوبی یاد دارم که در ترم اول لیسانس در سال 1376 بخش هایی از ثبت نام و به ویژه انتخاب واحد به صورت کامپیوتری صورت میگرفت و برگه پرینت شده باید به امضای دانشجو و مدیر گروه میرسید و کارشناس گروه از طریق رایانه برنامه­ریزی های لازم را انجام میداد.

 اما در حال حاضر در دانشگاه دولتی پترزبورگ که قدیمترین دانشگاه روسیه است و در جایگاه150 تا 200 جهانی نیز قرار دارد، همه مراحل از اطلاع رسانی تا  انتخاب واحد و تائید نهایی به صورت دستی انجام میشود. کافی است برای درک اینکه بدانیم مثلا درس دو واحدی تاریخ میانه ایران داری چند دانشجو است؟ این دنشجویان چه درس­های دیگری اخذ نموده اند؟ نمره آنها در این درس چند بوده است؟ و... بایستی به پرونده های کاغذی مراجعه کرد و اصولا صفحه و یا پروفایل اختصاصی مرسوم رایانه­ای برای دانشچو اصلا وجود ندارد. از این رو این سیستم تفاوتی با نیم قرن گذشته نکرده است.

در مثال دیگر بایستی سیستم کتابخانه دانشگاه یا دانشکده ها را نام برد. هر کسی که قصد عضویت کتابخانه دارد، بایستی ضمن نامه با امضای مدیر گروه به همراه کارت دانشجویی (که آن هم کاملا دست نویس است!) به پذیرش کتابخانه ارائه دهد و بر مبنای آن کارت عضویت کتابخانه برای او صادر میشود. این کارت عضویت، به صورت دفترچه چند برگی است. مسئول پذیرش با دست خط خود مشخصات دانشجو را در صفحه اول نوشته، یک قطعه عکس هم با چسب سریش روی آن چسبانده و با امانت گرفتن هر کتاب، نام و مشخصات کتاب امانی در یکی از سطور دفترچه نوشته میشود. با پایان عضویت حتماً هم بایستی دفترچه عضویت تحویل داده شود و آن هم به آرشیو دانشگاه تحویل داده می­شود. از این رو الان به خوبی برای ما روشن است که مثلا در دهه گذشته فلان دانشجوی تاریخ، چه کتابهایی را در دوران دانشجویی خود امانت گرفته و سایر اطلاعات...

غرض از ذکر این مثال ها ارائه تصویری روشن از وضعیت فعلی بایگانی در روسیه و دست یافتن به درکی از اهمیت حفظ اسناد ( هرچند اسناد به ظاهر کم اهمیت) بود. فهم این رویه در اوایل به قدری برای من دشوار بود که از مسئول تحصبلات تکمیلی پرسیدم شما چگونه قادر هستید به صورت دستی همه مراحل آموزشی دانشجویان را سازماندهی کنید و اصولا چرا به سیستم رایانه ای روی نمی آورید؟ پاسخ او بسیار جالب توجه بود و البته قانع کننده. او ضمن اینکه دشواری های دستی بودن این امور و وقت­گیر و هزینه­بر بودن آن را تائید کرد گفت: «نظام کامپیوتری به هیچ وجه دارای آن امنیتی نیست که این اطلاعات را ماندگار کند». به نوعی نظان رایانه ای هنوز روسها را به این درجه از اطمینان نرسانده است که  تصمیم بگیرند این گونه امور خود را به آن بسپارند.از همین رو دغدغه آنها بسیار جدی است و به نظر این بنده خدا، میتواند برای ما هم قابل استفاده باشد. تصور کنید به هر دلیلی مثلا ویروسی شدن پایگاه مرکزی داده های انفورماتیک دانشگاه تهران یا در اثر حمله هکرها ، اطلاعات دانشجویان فعلی که در بسیاری از امور نسخه دستی ندارد، از بین برود یا مخدوش شود؟ آن موقع چه کار باید کرد؟.

وجه دیگر از همین نظام آرشیوی در روسیه که منِ دانشجوی تاریخ را بسیار شیفته خود کرده است وجود پدیده ای به نام آرشیوهای شخصی می¬باشد. منظور از این ارشیو نگهداری تمام اسناد و مدارک مرتبط با استادان، نویسندگان و دانشمندن حوزه های مختلف است که در طول عمر خود یا بعد از مرگشان با رضایت خانواده، اسناد آنها به آرشیو مربوطه منتقل می­شود. در حوزه کار من نمونه قابل ذکر، آرشیو شرق شناسان روسیه است که در آرشیوی به همین نام در انستیتوی نسخ خطی شرقی آکادمی علوم پترزبورگ موجود است . با توجه به سنت طولانی مطالعات شرق شناسی در روسیه و صاحب سبک بودن این پژوهش ها، و مطالعات دامنه دار شرق شناسان آنجا، این آرشیو بسیار جالب توجه مینماید. در این آرشیو بخشی به نام آرشیو ایرانشناسان وجود دارد که اسناد و مدارک هفده نفر از ایران­شناسان بنام روسیه در آن بایگانی میشود. از جمله آنها میتوان به آدولف برژه، نیکولای مار، ژوکوسکی و مینورسکی اشاره کرد.

خوشبتانه آرشیو هر شرق شناس به صورت کاملا علمی و روشمند دسته­بندی شده و فهرست دقیق و گویایی از مدارک موجود همراه با شماره خاص خود تنظیم شده است

. در فرصت پیش آمده تا کنون آرشیو آدولف برژه و بخشهایی از آرشیو مینورسکی را دیده­ام. برژه از این حیث اهمیت زیادی دارد که  سرپرست طرح بسیار ارزشمند دستاوردهای کمیسیون باستان شناسی قفقاز بود و در سالهای 1866 تا 1904 این مجوعه در دوازه جلد که هریک حداقل هزار صفحه بودند به چاپ رسید. در این طرح، همه اسناد مرتبط با قفقاز از اشخاص یا مراکز دولتی امانت گرفته شد و ضمن انتشار ان به زبان اصلی، ترجمه روسی نیز به آن اضافه شد. بنده در مقاله ای این کار را نخستین پگاه ایرانشناسی در گرجستان (که احتمالا اولین تجربه انتشار اسناد فارسی در جهان نیز بود) نام نهاده­ام. زیرا علاوه بر اینکه تقریبا همه اسناد دوازده جلدی به نحوی به ایران مربوط هستند، برای اولین بار اسناد فارسی من جمله فرامین بسیاری از شاهان ایران از صفویه تا قاجاریه نیز در ان به زبان فارسی و ترجمه روسی منتشر شد.  در آرشیو شخصی برژه حدود 12 فرمان اصلی از شاهان ایران موجود است که واجد اهمیت زیادی است.

 اما آرشیو شگفت انگیزتر، آرشیو ولادیمیر مینورسکی است. میدانیم که مینورسکی(1877-1966 م) دانمشمندی کم نظیر در مطالعات ایران­شناسی و قفقازشناسی بود که همه آثار او علیرغم گذشت سالهای زیاد، هنوز مرجعی معتبر  در این حوزه به شمار می­آیند.در چند ماه اخیر به صورت مفصل این آرشیو را مورد بررسی قرار داده و در یک تقسیم بندی کلی، می¬توان محتوای آن را به 5 قسمت تقسیم کرد:

  • فعالیت¬های علمی و تحقیقاتی
  • اسناد و مدارک شخصی و خانوادگی
  • مکاتبات مینورسکی (نامه های ارسالی دریافتی)
  • عکسها
  • مجموعه ای از اسناد، مقالات روزنامه ها و مجلات

بخش فعالیت های علمی و تحقیقاتی، گسترده¬ترین بخش این آرشیو است که علاوه بر آثار منتشر شده، دست نوشته¬هایی را نیز در بر می¬گیرد که مینورسکی آنها را  برای انتشار آماده  کرده، اما فرصت انتشار آن را پیدا نکرده است. به نظر می¬رسد با معرفی این بخش، بتوان دریچه جدیدی به حوزه پژوهش های مینورسکی باز کرد. این بخش در قالب 828 پرونده (از یک تا صدها برگ) ساماندهی شده است.

بخش اسناد  و مدارک شخصی و خانوادگی نیز حاوی ابعادی از زندگی شخصی مینورسکی است که کارکرد خاص خود را دارد و برای مخاطبان خود جالب توجه خواهد بود. این بخش در قالب 569 پرونده سازمان یافته است.

نامه¬های مینورسکی بخش باارزشی از این آرشیو است که علاوه بر بیان ارتباطات داخلی و خارجی او، مرجعیت علمی مینورسکی را در حوزه های تخصصی گوناگون نشان می¬دهد. در این میان وجود نامه¬هایی از محققان ایرانی همانند مرحوم ایرج افشار ، منوچهر ستوده، مرحوم مجتبی مینوی و.. جالب توجه هستند. نامه های ارسالی 433 طغری و نامه های دریافتی 1959 طغری هستند.

مجموعه¬ای از اسناد تاریخی، مقالات روزنامه و مجلات و بریده¬های آنها بخش دیگری از آرشیو است. به ویژه اسناد تاریخی که مینورسکی به آنها دست یافته، برای تحقیقات تاریخی بسیار ارزنده هستند. در این بخش، تعدادی از روزنامه¬های منتشره در ایران نیز دیده میشود که ممکن است در مراکز آرشیوی ایران امکان دسترسی به آنها میسر نباشد. روی هم رفته تعداد پرونده¬های این بخش 5241 مورد است.

اما جذاب ترین قسمت آرشیو شخصی مینورسکی، بخش عکس می¬باشد. برای بنده بسیار مایه حیرت است که علیرغم گذشت سالیان اندک از اختراع دوربین و فن عکاسی و کاربرد محدود این صنعت در آن ایام، مینورسکی  با چه رویکردی به اهمیت زیاد این پدیده پی برده است؟ به گونه ای که در هر شهری که اقامت داشته از آنجا حداقل یک قطعه عکس از آن تهیه می¬کرده است؟

عکس¬های زیادی از شهرهای ایران و قفقاز همانند مشهد، قم، تهران، ری، تفلیس، تبریز و... در این بخش وجود دارد. شاید بخش با اهمیت¬تر این تصاویر ، عکس¬های او از شهرها و مناطق مرزی ایران و ترکیه باشد که تا آن زمان به آنها دوربین عکاسی وارد نشده است: همانند سقز، بوکان، اربیل، سنندج، زهاب، قصرشیرین و... در این شهرها، به دفعات زیاد عکسهای گوناگونی از مناظر طبیعی، شخصیت¬های محلی، ایلات و عشایر و .. مشاهده می شود.

مینورسکی آگاهانه با تصویر گرفتن از این پدیده¬ها، یک منبع فوق العاده مهم تاریخی را برای آیندگان به میراث گذاشته است. 1400 قطعه عکس و حدود 1300 قطعه نگاتیو که قابلیت چاپ دارند در این بخش بایگانی شده است.

نویسنده : گودرز رشتیانی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٠
comment نظرات () لینک

+ مسجد پترزبورگ؛ نماد جامعه­ی مسلمانان روسیه


مسجد جامع پترزبورگ یکی از زیباترین نمادهای معماری ایرانی-اسلامی روسیه که در مرکز شهر  پترزبورگ واقع شده و گنبد نیلی رنگ آن از مسافت دوردست چشم  هر بیننده­ای را می­نوازد. طرح ساخت این مسجد در سال 1907 به تصویب نیکلای دوم آخرین تزار روسیه رسید و عملیات اجرایی آن از 1910  با حضور مقامات دولتی، شخصیتهای دینی و اجتماعی آغاز شد.

برای ساخت آن از مسلمانان مختلف روسیه درخواست کمک شد که بیشترین کمک  توسط امیرب خار سیدعبدالاحدخان به مبلغ 310 هزار روبل صورت گرفت.در سال 1913 عملیات ساخت آن به سرانجام رسید و به افتخار سیصدمین سالگرد حکومت خاندان رومانوف در فوریه همین سال به بهره­برداری رسید. البته تزئینات داخلی در سالهای بعد ادامه پیدا کرد.

این مسجد از زمان ساخت تا دهه 1990 نه تنها در روسیه یلکه در همه اروپا بلندترین مسجد بود و از نظر معماری و ترئینات هم یک بنای شخاص محسوب می­شود.طرح اصلی بنا از مقبره تیمور در سمرقند الهام گرفته شده است نمای خارجی ساختمان مسجد به واسطه تلفیق تزئینات شرقی و کاشی­های آبی فیروزه ای ساخته شد.  دیوارهای این مسجد با سنگ گرانیت خاکستری و گنبد و مناره های آن با کاشیهای های سرامیک آبی آسمانی پوشانیده شده است. صنعتگران بسیار ماهر آسیای مرکزی در کار ساخت این مسجد سهیم بودند.  نماهای داخلی این مسجد با خوشنویسی عربی از آیات قرآن تزئین شده است. مناره های این مسجد به 48 متر می رسد و گنبد آن 39 متر ارتفاع دارد. ستونهای داخلی مسجد  با مرمر سبز کار شده است و کفپوش مسجد را قالی هایی فرش کرده است که توسط قالی بافان ماهر آسیای مرکزی بافته شده است.

این مسجد امروزه به عنوان یک مرکز فرهنگی و آموزشی نیز شناخته میشود و نماز عیدین همانند نماز عید قربان امروز (5 آبان1390 /26 فوریه 2012)  نیز در آن برپا می­شود.

نویسنده : گودرز رشتیانی ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٠
comment نظرات () لینک