قفقاز


+ انتشار کتاب فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی

چند روزی است که آخرین کتابم(با همکاری دکتر ناهید عبدالتاجدینی) با عنوان فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی توسط انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شده است. پیش از همه بایستی از جناب آقای بهروز ایمانی مدیر امور پژوهشی کتابخانه مذکور  که با علاقه و جدیت تمام زحمت انتشار آن را پذیرا شدند سپاسگزاری کنم.

 

جلد کتاب فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی مینورسکی

 

آغاز کار  علمی روی این آرشیو به زمستان سخت 1390 بازمی­گردد که برای گذراندن فرصت مطالعاتی (که البته بیشتر  از حد معمول به درازا کشید) در سنت پترزبورگ بسر می بردم. درست به خاطرم هست که در روزهای اول حضور در انستیتو نسخ خطی شرقی آکادمی علوم روسیه در سنت­پترزبورگ که بیشتر به دنبال بررسی نسخ خطی بودم، و در ساعت ناهار انستیتو که خدمات معمول برای یک سال تعطیل می­شد به صورت کاملا اتفاقی در طبقه هم­کف چشمم به تابلویی به نام آرشیو افتاد. تا این زمان هیچ تصوری نداشتم از اینکه در این مرکز علاوه بر نسخ خطی، اسناد تاریخی نیز نگهداری میشوند.

 

در اولین زمان ممکن به این آرشیو مراجعه کردم و متوجه شدم که در اینجا اسناد و مدارک باقی مانده از شرق­شناسان روس نگهداری می­شود و اسم دقیق آن آرشیو شرق­شناسان است. شیوه نگهداری اسناد بر مبنای اسم هر شرق­شناس است که در آرشیو هر شخص اسناد متنوعی شامل کتاب، نسخه خطی، اسناد تاریخی، عکس، فیلم، نگاتیو، فیش تحقیق، پیش­نویس مقالات نگهداری می­شود.  (پیش از این نیز توضیحات مفصلی دراین باره نوشته ­ام).

 

تاکنون دسترسی به 18 آرشیو از ایران­شناسان فراهم شده که آخرین آنها ولادیمیر مینورسکی است که جزو بزرگترین مجموعه­های آرشیوی نیز می­باشد. با مشاهده آرشیو مینورسکی تصمیم گرفتم فهرست مفصلی از ان تهیه کنم که یقین داشتم مورد توجه و استفاده  محققان داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت. مینورسکی همیشه برای من چهره پژوهشی جذابی داشته است و آثار منتشره وی در ایران هریک ارزش تحقیقی والا و منحصری دارند. به ویژه رویش وی در نظام علمی روسیه تزاری و بالیدن و به ثمر رسیدنش در نظام آکادمیک اروپای غربی که توانست تلفیقی از دو مکتب ایران­شناسی به دست آورد  بر  میزان ضرورت توجه به این آرشیو می­افزود.

 

مطالعه و بررسی آرشیو مینورسکی در این مکان بیش از شش ماه به طول کشید که تقریبا همه هزاران پرونده و اسناد آن از نزدیک ملاحظه و ورق زده شد و در نهایت در قالب کتاب کنونی در اختیار علاقمندان قرار گرفت.

 

در اینجا مقدمه نگاشته شده برای این کتاب آورده می­شود:

 

"با گسترش روابط ایران و روسیه در دوره صفویه، عصر تازه‌ای در مناسبات دو کشورآغاز شد که این مناسبات با فراز و نشیب‌های زیادی تا زمان حاضر تداوم و تحول یافته است. گذشته از مناسبات در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، وجه دیگری از این مناسبات که از آن می‌توان با عنوان کلی روابط علمی-پژوهشی یاد کرد نیز در روند کلی مناسات ایران و روسیه سهمی مهم داشته که پیشینه آن قدمتی سیصد ساله دارد.

با شوربختی تمام باید اذعان نمود که این روابط علمی و پژوهشی از توازن دوجانبه‌ای برخوردار نبوده و مطالعات و پژوهش‌های صورت گرفته در روسیه تزاری، شوروی و روسیه جدید که با عنوان ایران‌شناسی در روسیه از آن نام برده می‌شود به هیچ وجه قابل مقایسه با روسیه‌شناسی در ایران نبوده است.

مروری بر آثار منتشر شده مرتبط با مطالعات روسیه در ایران، و در همه حوزه‌های تاریخی، ادبی، زبان شناسی و مردم‌شناسی به خوبی گویای وضعیت نحیف، کم مایه و فاقد ناآوری این مطالعات است و عمده آثار شاخص این حوزه نیز برگرفته یا ترجمه از منابع غربی و روسی هستند. به عنوان شاهد مثال در حوزه پژوهش‌های تاریخ شناسی روسیه می‌توان از تاریخ روابط ایران و روس محمدعلی جمال‌زاده به عنوان مهمترین اثر این حوزه نام برد که در ابتدا به صورت مجموعه مقالاتی در ضمیمه نشریه کاوه در برلین منتشر شد و بعدها بنیاد موقوفات افشار آن را یکجا منتشر کرد. دامنه زمانی مورد بررسی این کتاب سیر روابط ایرانیان و روس‌ها از قدیمترین ایام با تکیه بر دوره اسلامی تا پایان صفویه است. علیرغم آنکه این کتاب یک اثر تألیفی و برخوردار از طرحی از پیش تعیین شده است، اما بخش‌های زیادی از آن را می‌توان ترجمه از منابع روسی دانست که در سده‌های نوزدهم و بیستم در پترزبورگ منتشر شده بودند و جمال‌زاده از طریق مترجم روسی به برگردان آنها دست زده است. در حوزه‌های ادبیات، زبان شناسی و مردم شناسی نیز می‌بایست به چند مورد معدود بسنده نمود.

اما آن سوی ماجرا، یعنی مطالعات ایران‌شناسی روسیه نسبتی بسیار دیگرگون با پیشینه و حال روسیه‌شناسی در ایران دارد. در واقع می‌توان این‌گونه ادعا نمود که محققان روسی در همه حوزه‌های مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی ایران ورود کرده و تقریباً هیچ عرصه‌ای در این حوزه خالی از آثار پژوهشی آنها نیست: فرهنگ‌نویسی‌های متعدد دو زبانه، بررسی تاریخ ایران از قدیمترین ایام تا زمان معاصر، تحقیقات ادبی، مطالعات زبان شناسی گسترده، تحقیقات فرهنگ عامه و فولکلو و موارد متعدد دیگر به خوبی مؤید این ادعایند.

هدف از این طرح بحث، ارائه مدخلی برای ورود به موضوع اصلی کتاب حاضر و اظهار امیدواری نسبت به تحرک در نظام علمی و دانشگاهی برای ورود تخصصی به مطالعات روسیه‌شناسی و پیمودن راه‌های نرفته و گشودن افق‌های جدید در این وادی بود، امید که گذر زمان بر تحقق این آرزو جامه عمل پوشاند!.

کتابی که اکنون پیش‌روی خوانندگان قرار دارد، در اصل انعکاس بخشی بسیار کوچک و البته مهم در روند مطالعات ایران شناسی است که در نوع خود تلفیق کم سابقه‌ای از دو مکتب مهم ایران‌شناسی در جهان امروز است: مکتب ایران‌شناسی روسیه و مکتب ایران‌شناسی انگلستان. مینورسکی که زاده روسیه و پرورش یافته مکتب نخست بود، با دستی پر و تجربه‌ای گرانبها راه هجرت به مکتب دوم را برگزید و در اقامت طولانی خود در فرانسه و انگلستان (1919- 1966) به آمیختن این دو مکتب همت گمارد که دستاوردهای آن علی‌رغم گذشت سالیان متمادی، همچنان مرجعی طراز اول برای پژوهش‌های امروزین است.

مینورسکی در معنای واقعی کلمه محققی پرتلاش و خستگی ناپذیر بود. نگارش بیش از صد مقاله برای دائرۀ‌المعارف اسلام (Encyclopedia of Islam) که عمده آنها تک‌نگاری‌های منحصر به فردی هستند، به تنهایی می‌تواند پژواکی از کارنامه موفق او باشد. تالیف چندین کتاب، انتشار نسخ خطی و نگارش مقالات متعدد نیز وجه دیگری از کارنامه پژوهشی او را در بر می‌گیرند.

اما همان‌گونه که در این کتاب به خوبی دیده می‌شود، آثار فوق نمایانگر یک بخش از زندگی علمی مینورسکی و به بیانی وجه پیدای دستاور‌های علمی او هستند. نظری اجمالی بر فهرست پیش‌روی آرشیو شخصی او که تقریباً همه ابعاد زندگی شخصی، علایق پژوهشی، فعالیت‌های شغلی، ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی وی را در بر می گیرد تا حد زیادی آن وجه ناپیدای او را آشکار می‌سازد.

اهمیت این آرشیو نه تنها برای بررسی زندگی و کارنامه علمی ولادیمیر مینورسکی، بلکه بسان منبعی ارزشمند برای تاریخ ایران به ویژه دو دهه اول قرن بیستم است. باقی ماندن ده‌ها دفتر خاطرات روزانه و سفرنامه به مناطق مختلف ایران، هزاران نامه‌نگاری با افراد سرشناس ایرانی و خارجی که در هر نامه گذشته از نوشته‌های متعارف نکات مهم و مباحثات علمی زیادی صورت گرفته؛ پیش‌نویس ده‌ها آثار منتشر نشده از فعالیت‌های پژوهشی، و به ویژه عکسبرداری او از مناطق مختلف ایران که با دقت تمام و به صورت هدفمند مناظر، افراد، قومیت‌ها، آئین‌ها را سوژه عکس خود قرار داده، می‌تواند مبنای طرحی گسترده در مطالعات ایران شناسی باشد که با تدوین این کتاب قدم اول برداشته شده است.

شایسته یادآوری است که مینورسکی به دلیل مأموریت‌های دیپلماتیک متعدد در ایران به ویژه در برهه تعیین مرزهای ایران و عثمانی (1913- 1915) که به عنوان نماینده روسیه در کمیسیون مربوطه فعالیت می‌نمود، اطلاعاتی از خود برجای گذاشته که در جای دیگری نمی‌توان سراغی از آنها پیدا کرد. نکته دیگر، دقت فوق‌العاده مینورسکی در جمع‌آوری منابع و تهیه گزارش‌های متعدد از رخدادها و دسته‌بندی منظم و حفظ همیشگی همه اسناد و مدارک است. برای نمونه می‌توان به بخش مکاتبات وی اشاره کرد. گذشته از آنکه او همه نامه‌های دریافتی را حتی با پاکت مربوطه نگهداری نموده، هنگام نوشتن نامه به افراد دیگر، پیش‌نویسی از آن نیز برای خود تهیه کرده است؛ به گونه‌ای که اگر امروزه امکان دسترسی به نامه‌های ارسالی او میسر نباشد، این پیش‌نویس‌ها به خوبی می‌توانند ما را در جریان کامل متن آنها قرار دهند. دقت نظر و وسواس او به قدری بوده که حتی لاشه بلیط هواپیما و اطلاعیه‌های سخنرانی افراد دیگر را نیز برای ما به یادگار گذاشته است.

 

معرفی گنجینه پژوهشی ولادیمیر مینورسکی

 

پس از درگذشت ولادیمیر مینورسکی با تصمیم همسرش تاتیانا مینورسکی پیکر او به روسیه منتقل و در مسکو به خاک سپرده شد. مطابق رویه موجود در روسیه، نوع خاصی از سامانه نگهداری اسناد و مدارک مربوط به چهر‌های شاخص در این کشور موجود است که از آن با عنوان آرشیوهای شخصی یاد می‌شود. اسناد و مدارک مینورسکی نیز در همین چارچوب با تنظیم همسرش به آرشیو مربوطه به نام آرشیو شرق‌شناسان روس که در انستیتوی نسخ خطی آکادمی علوم روسیه در پترزبورگ مستقر است منتقل و بایگانی می‌شود.

آرشیو مینورسکی در این انستیتو به شماره/ فوند 134 محفوظ است و دارای 6 بخش/ اُپیس می‌باشد که به صورت شایسته‌ای با تفکیک موضوعی تنظیم شده‌اند:

اُپیس 1: آثار علمی مینورسکی (102- 1963)، 828 سند/ پروند (از یک تا صدها برگ):

  1. تاریخ و تاریخ‌نگاری ایران و مناطق مجاور آن (1924-1963)
  2. تاریخ اسلام و فرق اسلامی در ایران (1910- 1956(
  3. اقوام ایرانی (1902-1958)
  4. زبانشناسی، ادبیات و هنر ایران و کشورهای مسلمان (1931-1959)
  5. منبع‌شناسی شرق نزدیک و میانه( 1931-1962)
  6. آثار اجتماعی سیاسی(1909-1963)
  7. مقالات برای دایرةالمعارف‌ها (1925- 1952)
  8. ترجمه‌ها (1914-1961)
  9. جزوات درسی (1921-1956)
  10. سخنرانی‌ها و ارائه مقاله در کنفرانس‌ها (1916-1962)
  11. اظهارنظرها، ارزیابی‌ها و داوری‌های علمی (1913-1963)
  12. گزارش مأموریت و سفرهای رسمی (1902-1917)
  13. کپی اسناد تاریخی و نسخ خطی به زبانهای شرقی

اپیس 2: اسناد شخصی، خانوداگی و شغلی (1887-1977)، 569 سند/ پروند (از یک تا صدها برگ)  

اول- اسناد شخصی و خانوادگی (1823- 1977)

  1. اسناد و مدارک شخصی (1887-1962)
  2. گواهی‌ عضویت در انجمن‌های مجامع علمی (1915-1963)
  3. تبریک‌های سالروز تولد (1947-1955)
  4. دفاتر خاطرات و سفرنامه‌های مینورسکی (1902-1959)
  5. ارزیابی‌های دیگران از آثار مینورسکی (1911-1977)
  6. اسناد خانوادگی (1823-1966)

دوم- اسناد مربوط به فعالیت‌های شغلی (1848-1965)

  1. مأموریت درایران (1902-1923)      
  2. کمیسون تعیین مرزهای ایران و عثمانی (1848- 1915)
  3. اسناد مربوط به فعالیت‌های آموزشی (1924- 1957)
  4. اطلاعیه‌ها و پوسترهای برنامه‌های علمی(1914-1956)
  5. اسناد و مکاتبات مربوط به انتشار مقالات (1915-1964)
  6. نشست‌ها، کنفرانس‌ها و کنگره‌های بین‌المللی (1902- 1965)

اُپیس 3- مکاتبات (1871-1966)، 2455 سند/پرونده( از یک تا ده‌ها نامه)

اول-نامه‌های ارسالی مینورسکی (1913- 1965)

  1. به زبان روسی (1913- 1965)
  2. زبانهای اروپایی (1920- 1965)
  3. به زبانهای شرقی (1936- 1946)

دوم-نامه‌های مستقل (1914-1919، 1946-1962)

سوم- نامه‌های فرستاده شده به مینورسکی (1903- 1966)

  1. به زبان روسی(1903- 1965)
  2. به زبانهای شرقی (1910- 1966)

چهارم- نامه‌های مربوط به افراد دیگر (1871- 1961)

  1. به زبان روسی (1871، 1912- 1947)
  2. به زبانهای اروپایی (1903- 1961)
  3. به زبانهای شرقی (1914- 1946)

پنجم- نوشته‌های روی هدایا (1920- 1961)

اِپیس 4- آثار علمی دیگران (1854- 1964)، 243 سند/ پرونده ( از یک تا صدها مورد)

  1. آثار علمی:  مقالات، سخنرانی، ارزیابی‌ها (1854- 1964)
  2. آثار علمی افراد نامعلوم (1913- 1963)
  3. گزارش‌ها، یادداشت‌ها، و بخشنامه‌ها رسمی (1910- 1924)
  4. گزارش‌ها، یادداشت‌ها و نوشته‌های افراد نامعلوم (1912- 1922)

اُپیس 5-عکسها (1888- 1963)، 110 پرونده (از یک تا ده‌ها قطعه عکس)

  1. عکس‌های مینورسکی (1904- 1964)
  2. عکس‌های افراد دیگر (1888- 1963)
  3. قومیت‌ها، رسوم و و آئین‌های مذهبی ایران (1906-1907، 1934)
  4. شهرها و اماکن جمعیتی ایران (1901- 1934)  
  5. هنرهای ایران (بیشتر قرون میانه)

اُپیس 6-کلکسیون اسناد و بریده‌های نشریات (1829-1966)، 143 سند/ پرونده ( از یک تا صد‌ها صفحه)

اول- اسناد (1829- 1953)

  1. تاریخ ایران (1846- 1921)
  2. تاریخ روسیه (1829- 1921)
  3. بیانیه‌‌ها و اطلاعیه‌ها (1829-1921)

دوم- بریده‌های نشریات (1907-1966)

  1. وضعیت داخلی و بین‌المللی روسیه (1912- 1966)
  2. وضعیت داخلی و بین‌المللی کشورهای مختلف (1907- 1966)

سوم- روزنامه‌ها (1915- 1964) 

  1. به زبان روسی (1915- 1919)
  2. روزنامه‌ها- به زبانهای اروپایی(1918- 1964)
  3. به زبانهای شرقی (1918- 1956)

در این کتاب بر اساس فهرست راهنمای آرشیو همه اطلاعات شماره‌گذاری شده و مطابق نشانه‌های اختصاری امکان دسترسی به آنها میسر است. اطلاعات موجود برای هر سند/ پرونده شامل موارد زیر است:

آدرس آرشیوی؛ نویسنده/فرستنده/ گیرنده؛ موضوع؛ مکان، زبان؛ تعداد؛ تاریخ؛ تعداد صفحات.

ارجاع یا رجوع به هر سند با توجه نشانه‌های اختصاری تعریف شده که در ابتدای این کتاب ذکر شده است میسر است. به عنوان مثال سند: الف- 1 یا ج- 1معرف سند زیر است:

  • انستیتوی نسخ خطی پترزبورگ/ آرشیو شرق‌شناسان/ فوند 134 ( آرشیو شخصی ولادیمیر مینورسکی)/ بخش (اُپیس): 1/ سند شماره 1
  • انستیتوی نسخ خطی پترزبورگ/ آرشیو شرق‌شناسان/ فوند 134 ( آرشیو شخصی ولادیمیر مینورسکی)/ بخش (اُپیس): 3/ سند شماره 1

از آنجاکه مینورسکی علاوه بر برجستگی‌های علمی از خصایص والای اخلاقی نیز برخوردار بود و همه کسانی که با وی ارتباط داشتند در تأکید بر این سجایای شخصیتی وی همسو هستند، لذا چند مقاله یا مطلب منتشر شده از دوستان وی که اطلاعات دقیقی از مراحل مختلف زندگی مینورسکی در آنها آمده است، در ابتدای این کتاب آورده شده‌اند.

 

سال‌شمار زندگی مینورسکی

 

  • 5 فوریه 1877: تولد در شهر کراچوا (نزدیک مسکو-در حال حاضر زیر آب رفته است)
  • 1896 -1900 : دانشجوی حقوق دانشگاه مسکو 
  • 1900: ورود به انستیتوی لازارُف مسکو
  • 1902: اولین سفر به ایران
  • 1903: استخدام در وزارت امور خارجه روسیه 
  • 1904- 1908: مأموریت در ایران (مناطق آذربایجان و کردستان)
  • 1908-1911: مأموریت در سنت‌پترزبورگ و ترکستان
  • 1911: مأموریت در ایران
  • 1912: مأموریت در استانبول
  • 1913: ازدواج با تاتیانا مینورسکی
  • 1913- 1915: نماینده روسیه در کمیسیون تعیین مرزی ایران و عثمانی
  • 1915- 1919: مأموریت در تهران 
  • 1916: دبیر اول سفارت روسیه در ایران
  • 1918: وزیر مختار موقت روسیه در ایران 
  • 1919: عزیمت به پاریس
  • 1923:  آغاز تدریس زبان‌های فارسی و ترکی در مدرسه زبان‌های زنده شرقی پاریس
  • 1930: عزیمت به لندن به عنوان دبیر نمایشگاه هنر در برلینگتن‌هاوس
  • 1932: تدریس زبان، ادبیات فارسی و تاریخ ایران در مدرسة السنة شرقیة لندن
  • 1932: شرکت در بزرگداشت ابوعلی‌سینا در تهران و همدان
  • 1934: شرکت در جشن هزاره فردوسی در تهران
  • 1937: کسب رتبه پرفسوری
  • 1939: انتقال به کمبریج
  • 1942: عضویت ناپیوسته آکادمی بریتانیا
  • ۱۹۴۴: بازنشستگی از دانشگاه لندن
  • 1944: عضویت افتخاری مدرسه تحقیقات شرقی‏
  • 1948: دریافت دکترای افتخاری دانشگاه بروکسل
  • ۱۹۴۸- ۱۹۴۹: پژوهشگر مهمان در جامعة فواد اول در قاهره
  • 1960: شرکت در کنگره شرق‌شناسی مسکو
  • 1960: بازدید از باکو، ایروان و تفلیس 
  • 1962: دریافت نشان طلای سه سالانه انجمن همایونی آسیا
  • 1963: عضویت پیوسته درفرهنگستان کتیبه‏ها و ادبیات
  • ۲۵ مارس ۱۹۶۶: مرگ در کمبریح و انتقال به مسکو"

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : گودرز رشتیانی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۳٠
comment نظرات () لینک

+ وضعیت انتشار کتاب‌های ایران‌شناسی در روسیه

امروز (چهارشنبه 10 اردیبشهت 1393) که اولین روز 27مین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز بود، به دعوت دوست عزیزم دکتر محسن جعفری مذهب سخنرانی با موضوع وضعیت انتشار کتاب‌های ایرانشناسی در روسیه در سالن بین‌الملل سرای اهل قلم ارائه دادم. خانم الگا چخونینا دانشجوی تاریخ دانشگاه تهران نیزدیگر سخنران این نشست بود که مقاله ای با نام بررسی پژوهش‌های ایران‌شناسی الگ آکیموشکین قرائت کرد.

به عنوان داخل پرانتز باید یادآوری کنم: دکتر آکیموشکین را در اولین همایش بین‌المللی ایرانشناسی ( خردادماه 1381 در تهران) دیده بودم و شوخ طبعی و صمیمت وی باعث شد تا به همراه چند تن دوستان تاریخ بیشتر روزهای همایش را در کنار او باشیم و طبق رسم معمول ایرانی که از او می‌پرسیدم چه خبر؟ او هم در جواب می‌گفت: «هیچی! داریم این دور و برها می‌پلیکیم». به خوبی یادم هست وقتی دکتر اشراقی هم جویای احوالشان شدند با همین فعل «می‌پلیکیم» جواب داد. متاسفانه بعد از درگذشت همسر وضعیت روحی و جسمانی وی تحلیل رفت و خود او نیز در سال 2010 (تولد در 1929) درگذشت و هنگام اقامتم (از فوریه 2012) در پترزبورگ بخت دیدار  با وی میسر نشد. به پاس خدمات ارزشمند وی، در حال حاضر اتاق کار بخش ایران‌شناسی انستیتو نسخ خطی پترزبورگ به نام آکیموشکین نام‌گذاری شده و کتابخانه شخصی وی نیز به این انستیتو اهدا شده که تعداد زیادی از جدیدترین پژوهش ها و متون تصحیح شده در آن نگهداری می‌شون. (از لینک زیر می توان به فهرستی از مهمترین پژوهش های وی دست یافت: http://www.orientalstudies.ru/rus/index.php?option=com_personalities&Itemid=74&person=21)

 بعد از سخنرانی خانم الگا چخونینا و مقدمه دکتر جعفری مذهب، سخنرانی خود را برای حاضرین که حدود 15 نفر بودند ارائه دادم که گزارش مختصری از آن در اینجا آورده می‌شود:

وضعیت انتشار کتاب‌های مربوط به مطالعات ایران در ارتباط مستقیم با پژوهش های ایران‌شناسی در محافل دانشگاهی و پژوهشی و روابط دو کشور ایران و روسیه دارد؛ به این معنا که با شروع و گسترش روابط دو کشور از دوره صفویه پژوهش‌های ایران‌شناسی نیز آرام آرام شکل می گیرد و از اواخر دوره صفویه که همزمان با قدرت‌یابی پتر اول است، توجه جدی به شناخت شرق از جمله ایران شکل می گیرد. در همین دوره نخستین نقشه‌ها، نخستین گزارش‌های توصیفی اجتماعی و قومی و نیز اولین گزارش ها علمی از مناطق شمالی ایران تهیه می‌شود. در دوره کاترین دوم هم همین روند تداوم می‌یابد که ترجمه قرآن به زبان روسی، نوشتن اولین فرهنگ‌های دو زبانه فارسی- روسی از جمله آنان است. در اوایل قرن نوزدهم با همت محمدعلی کاظم بیگ (الکساندر کاظم بیگ) ایران‌شناسی در دانشگاه قازان (تاتارستان) تاسیس می‌شود که سهم مهمی در این حوزه داشت. از اواسط قرن نوزدهم دانشگاه دولتی پترزبورگ به عنوان قطب ایران‌شناسی در روسیه فعالیت خود را پی می گیرد که کاظم بیگ هم به این دانشگاه منتقل می‌شود و بسیاری از نسخه‌های فارسی  و عربی نیز از این دانشگاه به پترزبورگ منتقل می شود. در مجموع می توان گفت که پژوهش های ایران‌شناسی دوره تزاری از حجم قابل توجهی برخوردار بود که فهرستی از این مطالعات در کتابی که در سال 2002 منتشر شده است به خوبی معرفی و دسته بندی شده‌اند.

با شکل‌گیری اتحاد جماهیر شوروی به یک معنا تحول مهمی در ایران شناسی صورت گرفت که این رشد و بالندگی هم از منظر کمّی و هم از منظر کیفی قابل توجه است. اما مهمترین آسیب وارده به این حوزه، دولتی شدن این مطالعات و سیطره ایدئولوژی رسمی بر آن بود. درباره دیدگاه عمومی محققان امروزی مبنی بر اینکه همه فعالیت‌های ایران‌شناسی دوره شوروی را دارای نگاه مارکسیستی-لنینیستی می دانند ای تدملات جدی وجود دارد.. من درباره این موضوع تردیدهای جدی دارم و بر این باورم که سهم مطالعات آکادمیک و روشمند علمی به مراتب بر آثار پژوهشی ایدئولوژیک محور برتری دارد و در واقع می‌توان چنین گفت که گرچه به ظاهر در ابتدای بسیاری از این آثار  جمله کلیشه‌ای از لنین یا مارکس نقش بسته است اما در محتوای آنها خبر چندانی از پایبندی به ایئولوژی رسمی نیست. به هر حال این موضوع پژوهش‌های مستقلی می‌طلبد و به عنوان یک موضوع مورد تحقیق قابل توجه است.

در دوره پس از شوروی چند تحول در حوزه ایران‌شناسی اتفاق افتاده است:

پیش از همه بایستی به این موضوع اشاره کرد که ایران شناسی به عنوان یک فعالیت علمی متاثر از جریان عمومی نظام تحقیقاتی و پژوهشی روسیه جدید است و بالطبع مسائلی مانند کاهش سطح مطالعه؛ تورم، افزایش قیمت کتاب و محصولات فرهنگی و... بر فعالیت‌های ایران‌شناسی نیز تاثیر گذار بوده است.

تحول دیگر امکان فعالیت نسبتاً آزاد برای نهادهای رسمی ایرانی مستقر در روسیه است. به طور مشخص در حال حاضر رایزنی فرهنگی سفارت ایران در روسیه و بنیاد مطالعات اسلامی مستقر در مسکو (بیشتر از منظر مطالعات اسلامی) این امکان را یافته‌اند که بدون محدودیت خاصی به گسترش فعالیت‌های ایران‌شناسی یاری رسانند، در صورتی که تا پیش از شوروی این امکان میسر نبود.

تحول دیگر آزاد‌سازی فضای اجتماعی و اقتصادی روسیه است که موجب شکل‌گیری نهادها و ناشران مستقل از حاکمیت سیاسی شده و این موسسات با توجه به تقاضا و نیاز مخاطبان نسبت به نشر ایران شناسی فعالیت می‌کنند.

آخرین دگرگونی، بایستی به گسترش رفت‌و آمدهای شهروندان دو کشور اشاره کرد که در سالیان دستاورد این مسافرت‌ها انتشار تعدادی از سفرنامه‌های مربوط به ایران است که به گسترش ادبیات ایران‌شناسی کمک شایانی نموده است.

 در حال حاضر از منظر انتشار کتاب‌های مربوط به ایران شناسی می توان به سه دسته از این مراکز اشاره کرد که جند نمونه از مهمترین اثار منتشره آنها در سه سال اخیر نیز  آورده میشود:

1-   مراکز رسمی و دانشگاهی

1-1- در  پترزبورگ شامل: دانشگاه دولتی پترزبورگ، انستیتو نسخ خطی شرقی؛ موه ارمیتا‍ژ

  • ایران عصر ساسانی: تاریخ و فرهنگ/ علی کالسنیکوف- 2012 (Сасанидский Иран. История и культура/ Автор: Алий Колесников/ Издательство: Нестор-История/ ISBN 978-5-90598-710-6; 2012 г.  )
  • بین‌النهرین و ایران در قرون 4-5 میلادی/ محمد داندامایف 2009 (Месопотамия и Иран в VII-IV вв. до н.э. Социальные институты и идеология/ Автор: Магомед Дандамаев/ Санкт-Петербургского государственного университета/ ISBN 978-5-8465-0834-7; 2009 г.)
  • مجموعه مقالات زبان شناسی ایران، باگالوبوف 2012 (М.Н.Боголюбов. Труды по Иранскому языкознанию. Избранное. 2012 г./ Москва. 2012 год)
  • فرهنگ کتابشناسی شعر آسیای مرکزی (1500- 1625م). باریس نوریک 2011  (Норик Б.В. Биобиблиографический словарь среднеазиатской поэзии (XVI — первая треть XVII в.). М.: издательский дом Марджани, 2011. (Bibliotheca Islamica).)
  • تاریخ سیاسی اشکانیان/ نوشته دی‌بویس ترجمه والری نیکونوروف 2008 (Дибвойз Н. К. Политическая история Парфии. «Филологический факультет Санкт-Петербургского государственного университета», «Нестор-История». Санкт-Петербург, 2008,Перевод: В. Никоноров
  • مجموعه مقالات بزرگداشت لیوشیتس/ به کوشش تاختاسیوا و پاول لورجه 2013 (Commentationes Iranicae. Сборник статей к 90-летию Владимира Ароновича Лившица / Под ред. С.Р.Тохтасьева и П.Б. Лурье. СПб.: Нестор-История, 2013.)

2-1- در مسکو: دانشگاه دولتی مسکو؛ انستیتو شرق‌شناسی وابسته به آکادمی علوم

  • انقلاب اسلامی: تئوری و عمل/ لوکویانوف 2012 (Лукоянов А.К.  Исламская революция.  Теория и практика Ирана. – Saarbrücken (Germany) : LAP LAMPERT Academic Publishing, 2012. – 344 c.)
  • بریگاد قراق در ایران/ تروگانوف 2012 (Тер-Оганов Н.К.  Персидская казачья бригада.  1879–1921 гг. / отв. ред. Н.М. Мамедова. — М.: Институт востоковедения РАН, 2012. — 352 с. : ил.)
  • یادداشت های رواز اوتورگائوری (کنسول در ایران)/ رواز اوتورگائوری2014 (Покер с аятоллой. Записки консула в Иране/ /Автор: Реваз Утургаури/ Издательство: ОГИ (Объединенное Гуманитарное Издательство)/ ISBN 978-5-94282-725-0)
  • فرهنگ ریشه شناختی زبانهای ایرانی/ ادلمان و راستارگویوا 1997-2011 (Этимологический словарь иранских языков Тт. 1-4 , /Расторгуева В.С., Эдельман Д.И./ 2000-2011)
  • پیشرفت تاریخی و اجتماعی ایران 1979-2008/ فلین 2012 (Социально-историческое развитие Исламской Республики Иран (1979-2008 гг.). Факторы устойчивости государственной власти/Автор: Никита Филин Издательство: РГГУ ISBN 978-5-7281-1352-2; 2012 г.)

 

3-1- سایر مراکز دولتی مثل آرشیو‌ها، وزارتخانه‌ها و دانشگاه‌های استان‌ها و جمهوری های روسیه که جدیدترین آنها کتاب زیر است:

تاریخ ایرانشناسی در قازان: مجموعه اسناد/ اداره‌کل آرشیو هیئت وزیران جمهوری تاتارستان 2013 (Из истории казанской иранистики: Сборник документов / Отв. сост. Л. В. Горохова; сост. О. Е. Пантелеева, О. В. Федотова, Н. А. Шарангина. — Казань: Главное архивное управление при Кабинете Министров Республики Татарстан, 2013. — с. 11-22; 29-33.)

 2- نهادهای ایرانی مستقر در روسیه

1-2- رایزنی فرهنگی سفارت ایران (برای اطلاع از این فعالیت‌ها به وبگاه آن مراجعه کنید:www.moscow.icro.ir )

2-2- بنیا طالعات اسلامی (این بنیاد در حوزه اسلام شناسی فعالیت می‌کند اما برخی از انتشارات آن همانند سالنامه اشراق و ترجمه متون ادبی و داتسانی در حوزه ایرانشناسی قار می‌گیرد. islamfond.ru)

2-   ناشران خصوصی

در پترزبورگ : انتشارات شرق‌شناسی

در مسکو: انتشارات وچه و آلِتای

ایران و روسیه/ کولاگینا 2012 (Россия и Иран (XIX - начало XX в.)/ Автор: Людмила Кулагина/ Издательство: Ключ-С/ ISBN 978-5-93136-124-6; 2012 г.)

ایران سرزمین عجایب، راهگشای جهان/ 2010 (Иран. Страна-загадка, открывающаяся миру/ ID 5130294/Авторы: Игорь Осанов, Сергей Бурыгин, Николай Непомнящий/ Издательство: Вече/ ISBN 978-5-9533-4358-9; 2010 г.)

فلسفه اولیه یونان و ایران قدیم/ مارینا ولف 2007 (Ранняя греческая философия и Древний Иран/ Автор: Марина Вольф/ Редактор: Евгений Афонасин/ Издательство: Алетейя/ ISBN 978-5-903354-03-0; 2007 г.)

ایران از نگاه روسها/ دیمیتری ژوکوف 2013 (Иран глазами русского/ Автор: Дмитрий Жуков/ Издательство: Книжный клуб 36.6/ ISBN 978-5-98697-301-2; 2013 г.)

مذاکرات شاعرانه بین ایران و روسیه/جمعی از نویسندگان 2011 (Поэтические беседы Ирана и России (аудиокнига MP3)/ Автор: И. В. Абраменко/ Исполнители аудиокниги: Ирина Абраменко, Ирина Сгибнева, У. Керимова, Фархад Саиди, Е. Драчевская/ Издательство: Равновесие/ 2011 г.)

آمریکا، ایران و سوریه ،سناریوی تکرای برای لبنان/ جمعی از نویسندگان 2012 (США, Сирия и Иран. Ливийский сценарий повторяется/ Авторы: Дарья Базаркина, Екатерина Виноградова, Андрей Манойло, Евгений Пашенцев, Г. Саймонс/ Издательство: Горячая Линия – Телеком/ ISBN 978-5-9912-0270-1; 2012 г.)

امپراتوری ایران از قدیمترین ایام تا زمان حاضر/ گنادی پوتاپوف 2012 (Персидская империя. Иран с древнейших времен до наших дней/ Автор: Геннадий Потапов/ Издательство: Алгоритм/ ISBN 978-5-4438-0306-7; 2013 г.)

در میان ایرانیان، چشم اندازی از یک آداب و رسوم بسیار بسته/ سوفیا کوتلاکی- 2011 (София Кутлаки, «Среди Иранцев. Путеводитель по нравам и обычаям самой закрытой страны мира», М.: Юнайтед Пресс, 2011 — 264 с.)

از نظر موضوعی نیز کتاب های ایران نشاسی به دوسته کلی تقسیم می‌وشند:

1-    آثار علمی و دانشگاهی که برونداد همان موسسات بالا هستند.

2-    سفرنامه‌ها که توسط ناشران خصوصی منتشر می‌شود.

3-    بخشی از آثار علمی نیز توسط ناشران خصوصی منتشر می‌شود.

4-    ترجمه‌ها. این بخش هم از زبان فارسی و هم از زبان‌های اروپایی صورت می‌گیرد و بخش عمده ای از فعالیت‌های رایزنی فرهنگی (از همه مهمتر ترجمه مثنوی معنوی و دیوان شمس) یا بنیاد مطالعات اسلامی مربوط به این حوزه است که از طریق سایت مربوطه می توان به اطلاعاتی دست یافت. در اینجا به چند نمونه از ترجمه های مروبط به ناشران خصوصی اشاره می‌شود.

  • ایران/ کارل ریتر 2011 (Иран/ Автор: К. Риттер/ Издательство: Книга по Требованию/ ISBN 978-5-458-01309-3; 2011 г)
  • تاریخ ایران از منشا اولیه تا زمان حاضر/ ژان پل رو 2012 (История Ирана и иранцев. От истоков до наших дней/ Автор: Жан-Поль Ру/ Переводчик: М. Некрасов/ Издательство: Евразия/ ISBN 978-5-91852-037-6; 2012 г.)
  • باستان‌شناسی و هنر ایران از صده پیش از میلاد تا زمان حاضر/ حسن طلایی 2014 (Археология и искусство Ирана в I тысячелетии до н.э./ Автор: Хассан Талаи/ Издательство: Вече/ ISBN 978-5-9533-6171-2; 2014 г.)
  • پرسپولیس/ مرجانه ساتراپی 2013 (Персеполис/ Маржан Сатрапи/ Издательство: Бумкнига / ISBN: 978-5-906331-01-4/ 2013)

به عنوان جمع‌بندی بحث می‌توان به آسیب‌شناسی انتشارات حوزه ایران شناسی اشاره می‌شود:

بیش از هر چیز باید به این واقعیت پرداخت که در حال حاضر علوم انسانی در روسیه با بحرانی نسبتاً شدید درگیر است و از حمایت‌های دوره شوروی دیگر خبری نبیست. ایران شناسی نیز متاثر از این تحولات است و در نسبت با سایر رشته‌های علوم انسانی وضعیت بهتری ندارد.

علاوه بر تضعیف علوم انسانی، ایران نشاس به صورت ویژه‌تری با بحران روبرو است و کرسی ها عرب‌شناسی و مطالعات شرق آسیا به ویژه چین شناسی و مطالعات کره از امکانات بیشتری در فضای دانشگاهی برخوردارند و توانسته‌اند علاقمندان بیشتری را جذب نمایند.

علیرغم تلاش های نهادهای ایرانی مستقر در روسیه برای روشن‌نگاه داشتن چراغ ایران شناسی، به دلایل مختلف این حمایت‌ها تاثیر بایسته‌ای در فروزان‌کردن این چراغ نداشته است. توزیع نامناسب کتاب‌ها، ثبت نشدن آنها در پایگاه‌های اطلاعاتی روسیه، عدم امکان خرید اینترنتی این آثار ( در صورتی که همه کتابهای ناشران در فضای مجازی عرضه می‌شوند)؛ گزینشی عمل کردن در انتخاب موضوعات و ترجمه‌های غیر کارشناسی را می‌توان از جمله این دلایل دانست.

یکی از مهمترین راه‌کارهای توسعه این فعالیت‌ها می تواند پیش خرید تعدادی مشخصی از این آثار توسط نهادهای ایرانی باشد که هم با استقبال نویسندگان و ناشران قرار روبرو خواهد شد و هم این منابع خریداری شده به کتابخانه‌های مهم روسیه ارسال  و در دسترس علاقمندان قرار می‌گیرد.

گزراشی از این نشست در سایت کتابخانه مجلس منتشر شده است: ical.ir

 

نویسنده : گودرز رشتیانی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۱
comment نظرات () لینک

+ سفر به ایران‌دژ و گزارش شرکت در همایش بین‌المللی میراث ایرانی در قفقاز

از وقتی که خبر برگزاری همایش میراث ایرانی در داغستان را دیدم تصمیم گرفتم در این همایش شرکت کنم. دوستان خوبم دکتر علی علی بابایی درمنی و حامد کاظم زاده نیز که مصصم به شرکت در ان بودند مرا به ارسال مقاله تشویق کردند، گرچه در نهایت هیچ کدام از آنها  در همایش حضور نیافتند . از آنجا که رفتن به داغستان و به ویژه دیدن شهر دربند برایم اهمیت زیادی داشت ، از اطلاعاتی که درباره نسخ خطی مربوط به داغستان در سالیان کذشته جمع آوری کرده بودم مقاله ای به نام «میراث فارسی تاریخ نویسی داغستان و معرفی سه نسخه نویافته» تنظیم کرده و به دبیرخانه کنفرانس که با مشارکت دانشگاه دولتی داغستان و  رایزنی فرهنگی ایران در روسیه برگزار می‌شد ارسال نمودم.

در این مقاله ضمن معرفی کوتاهی از نسخه فارسی دربند نامه (که متاسفانه علیرغم چاپ نسخه های ترکی و عربی، متن فارسی آن منتشر نشده) به معرفی نسخه‌ای که سالها قبل در گرجستان با نام «احوالات اهالی داغستان»  یافته بودم پرداخته و در ادامه دو نسخه نویافته دیگر در کتابخانه ملی روسیه در پترزبورگ با نام «اصل شهر دربند و اهالی داغستان» و «نسب ابومسلم خراسانی» را معرفی کردم. اطلاعات دو نسخه اول به عنوان دو متنی که در کنار دربندنامه یک تصویر روشن از تاریخ دربند از دوره باستان تا دوره اول اسلامی ارائه میدهند بسیار مهم هستند. نسخه آخر نیز بسیار جالب توجه است که ضمن بیان واقعه سقوط بنی امیه توسط ابومسلم خراسانی، به سرنوشت قتل او توسط بنی عباس نمی پردازد و مدعی مهاجرت او به قفقاز و امارت او در دربند و اهالی داغستان و تداوم حاکمیت 4 فرزند او بر داغستان در سالهای بعد است. در نظر دارم مقاله جداگانه ای از این نسخه و مقایسه ان با اطلاعات ابومسلم نامه‌ها به ویژه ابومسلم نامه طرسوسی که تا دوران صفویه سینه به سینه نقل شده است در آینده نزدیک تهیه کنم.

از آنجا که با نزدیک شدن به ا پایان سال، از قبل تصمیم داشتم ایام تعطیلات را در کنار همسرم در پترزبورگ بگذرانم، لذا در تاریخ 12 سپتامبر از مسیر مینسک به پترزبورگ رفته و پس از استراحت کوتاهی در ساعات پایانی شب به ایستگاه قطار رفته تا خود را به مسکو رسانده و با سایر همراهان به داغستان برویم. ساعت شش و نیم صبح به مسکو رسیده و مستقیما از  طریق مترو و اتوبوس به فرودگاه ونوکوا رفتم. رایزنی فرهنگی بلیط داغستان را برای ساعت 12 ظهر تهیه کرده بود. حدود دو ساعتی از سایر دوستان زودتر به فردگاه رسیدم. گشتی در سه ترمینال آن زده و فرصتی دست داد تا مقاله خود را تنظیم  نهایی کنم.

حدود ده و نیم سایر دوستان نیز از راه رسیدند. سیدحسین طباطبایی (رایزن فرهنگی ایران در روسیه)، سیدعلی موجانی (مدیرکل سابق اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت خارجه که هم اکنون کتابخانه شخصی مهمی در تاریخ دیپلماسی راه اندازی کرده و بیشتر اوقات خود را در آن میگذراند)، دکتر صفر عبدالله چهره سرشناس ایرانشناسی در قزاقستان؛ سیدمهدی حسینی تقی آباد دوست و همکلاسی‌ام در دوره دکتری، موسی عبداللهی دانشجوی دکتری زبا روسی دانشگاه تهران، مرضیه حیدری دانشجوی دکتری زبان روسی در دانشگاه تربیت مدرس مسکو؛ فرزانه شفیعی فارغ التحصیل زبان روسی و دانشجوی فعلی دکتری مردم شناسی در روسیه، کابل‌شاه ادریس مترجم  رایزنی فرهنیگی و کیلاسوف از فدراسیون ورزشهای آئینی روسیه.

بعد از گپ و گفتی کوتاه و تحویل چمدان و دریافت کارت پرواز به سالن ترانزیت رفته و منتظر سوار شدن به هواپیما شدیم. مسیر مسکو -داغستان دو ونیم ساعت است و هزینه بلیط رفت و برگشت آن حدود 14 هزار روبل است که حدود یک میلیون و دویست هزار تومان میشود. مهماندارهای هواپیما طوری پذیرایی را به درازا کشاندند که احساس خستگی سفر به کسی دست نداد ضمن آنکه در طول مسیر بحث‌های مختلفی با جناب موجانی و طباطبایی به میان آمد و و مسیر بیش از پیش کوتاه به نظر آمد.. حوالی یک ربع به سه بعدازظهر به ماخاچ قلعه رسیدیم. ماخاچ تلفظ داغستانی کلمه محمد است و در واقع ماخاچ قلعه همان محمدقلعه به زبان فارسی است. در فرودگاه دوستان دانشگاه دولتی داغستان از جمله دکتر نوری ممدزاده به استقبال آمده بودند. نوری ممدزاده را از سال 79 میشناسم. آن زمان که دانشجوی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران بود و پس از اتمام تحصیلات به داغستان برگشته و استاد زبان فارسی در دانشگاه دولتی داغستان و از فعالین جامعه ایرانی تبار داغستان است. شایان ذکر است که پدربزرگ او حدود یک سده پیش از سراب اردبیل به روسیه مهاجرت کرده است.من همراه با خودروی نوری ممدزاده از فرودگاه به سمت هتل حرکت کردم. در بین راه نوری توضیحاتی درباره شهر، ساخت و سازهای آن، ترکیب قومی و جمعیتی ارائه داد.

داغستان که خود کلمه ای از زبان پهلوی (با ریشه فارسی باستان است) از داغ=داگ به معنی کوه و پسوند مکانی ستان ترکیب یافته است. در حال حاضر اهالی ان را 5 قوم زیر تشکیل میدهند: آوارها؛ دارگین ها؛ لزگی‌ها؛ قموق ها؛ آذری‌ها و نیز تعداد اندکی ایرانی تبار.

محل اقامت ما در هتل اسپورت در خیابان شیخ شامل تعیین شده بود. پس از استراحتی کوتاه ناهار را همراه با دوستان در رستوران هتل صرف کردیم. هنگام صرف ناهار از هر دری سخن رفت: تفاوت های ایران‌شناسی روسی با ایران‌شناسی اروپا و تفاوتهای رویکرهای آنها؛ مهمترین چهره های سرشناس ایران شناس معاصر روس به ویژه در پترزبورگ؛ نشریات مهم ایرانشناس و شرق شناسی در روسیه که از اطلاعات دکتر صفر عبداله و جناب موجانی استفاده شد.

بعد از صرف ناهار قرار بر این شد از چند مکان تاریخی ماخاچ قلعه که میراث دار ایران هستند دیدن کنیم. به گروه های سه نفره و چهار نفره با ماشین‌هایی که راننده های آنها از شیعیان محلی داغستان بودند (ابراهیم و مهدی نام داشته و مهارت خاصی در دور زدن ترافیک شهر و سبقت از دیگر خودروها داشتند. در چند روز اقامتمان آنها را شوماخرهای محلی نامیده بودیم) ابتدا به قبرستان ایرانی ها رفتیم.

این قبرستان از دوره قاجار مختص ایرانیان مهاجر بوده به استثنای دوره شوروی که اجازه دفن مردگان در آن داده نمی‌شد (و بخشهای زیادی از آن به تصرف همسایگان برای ساخت و ساز منازل مسکونی در آمده بود) این قبرستان آرامگاه اصلی ایرانی تبارهای ماخاچ قلعه می باشد. نکته جالب توجه اینکه بر همه سنگ قبرهای آن به زبان فارسی یا عربی علاوه بر نوشتن نام و تاریخ تولد و درگذشت متوفی، به نام محل اصل و نسب (روستا/شهری)امتوفی نیز اشاره شده. به عنوان مثال کسانی که اصل آنها به سراب در اردبیل می‌رسید در گوشه شمال غربی و تبریزی ها در مرکز گورستان به خاک سپرده میشدند. عمده سنگ قبرها دارای نقشها  و اشعار زیبایی به زبان فارسی بودند وبر چند سنگ قبر نش اسب و شمشیر حک شده بود که از گقته نوری ممدزاده معلوم شد این افراد در سال 1918 در جنگ با ارامنه به «شهادت» رسیده‌اند. مرده های جدید نیز در همینجا به خاک سپرده میشوند و ارامگاه پدر نوری ممدزاده که دو سال پیش مرحوم شده بود از جمله آنها بود.

دیدار بعدی بازدید از مسجد خامنه‌ای‌ها بود که اهالی خامنه در دوره ناصری آن را ساخته بودند. مسجد در حال تعمیر بود و دارای سه کتیبه زیبا بود. که به تاریخ ساخت آن (1313هـ.ق)  اشاره شده است.
قرار شد سیدعلی موجانی با مراکزی در قم یا اصفهان برای جذب کمکهای مردمی برای تکیل محراب و کاشیکاری آن هماهنگی‌هایی انجام دهد. متولیان مسجد که امام جمعه دربند هم در بین آنها بود (و حدود 8 سال در ایران علوم حوزوی تحصیل کرده بود) توضیحاتی درباره شیعیان داغستان ارائه دادند.

 به دعوت پرفسور صفرعبداله برای صرف چای و شیرینی مهمان ایشان در رستوران هتل شدم و چنان از همنشینی با ایشان لذت بردم که ترجیج دادیم از صرف شام با سایر دوستان که به ساحل رفته بودند پرهیز کنیم. دکتر عبداله تاجیکی الاصل است که بعد از استقلال، سالیانی جند در مسکو به سر برده و حدود 10 سال است در آستانه قزاقستان زندگی می‌کند. علاوه بر تدریس زیان فارسی و تاریخ ایران، نشریه مهم «ایران نامه» را به زبان روسی منتشر میکند که تا کنون 28 شماره آن منتشر شده و از جهاتی (از جمله در تنوع مطالب و  نیز حجم نشریه) شبیه مجله وزین بخارا است که توسط علی دهباشی منتشر میشود. صفر عبداله یک ایرانگرای نسبتا متعصب است و با تمام وجود مدافع ایران فرهنگی و تاریخی است. در معرفی خود از واژه تاجیک پرهیز میکند و خود را ایرانی می نامد. دارای اطلاعات بسیار گسترده ای از تحولات ایران شناسی است و تسلط وی بر وضعیت علمی و آثار منتشره در ایران شگفت انگیز است، ضمن آنکه  دارای رابطه ای بسیار گسترده‌ای با چهره‌های سرشناس ایرانی است. اشعار زیادی از همه شاعران پارسی‌گوی از بر است که در چند روز سفر و در مواقع مناسب آنها را  برای ما قرائت میکرد.

شب را در اتاقهای خود به سر بردیم و ساعت 9 صبح جمعه 21 اسفند/14 مارس به سمت دانشگاه برای شرکت در همایش حرکت کردیم. دانشجویان دانشکده شرق شناسی که عمدتا دختران داغستانی بودند به ما خوشامد گفتند و در سالن افتتاحیه مستقر شدیم.

قبل از شروع همایش، فرصتی دست داد تا چند دقیقه‌ای با پرفسور نوری عثمانوف که همایش هم به افتخار نودمین سالگرد تولد وی برگزار شده بود صحبت کنم. مهمترین کار شاخص عثمانوف ترجمه قرآن به روسی و نیز تصحیح بخشهایی از شاهنامه و نیز مطالعاتی در تصوف اسلامی است. از خاطرات خود با مرحوم محمدتقی دانش پژوه گفت و جویای احوال سید جعفر سجادی شد که خبر درگذشت وی  در سال جاری را به وی گفتم و باعث تأثر شدیدش شد.

پس از اتمام گفتگو با پرفسور عثمانوفف متوجه حضور پرفسور شیخ سعیدوف در سالن شدم که بلافاصله خود را به وی رساندم. شیخ سعیدوف را میتوان مهمترین مورخ کنونی تاریخ داغستان دانست که انتشار متن عربی و ترکی دربندنامه و ترجمه روسی آنها از کارهای ملندگار وی است. از موضوع سخنرانی ام استقبال کرد و قرار شد علیرغم کسالتی که دارد در جلسه بعدازظهر حضور یابد.

پس از سخنرانی افتتاحیه توسط پروفسور محمد حسن‌اف رئیس دانشگاه دولتی داغستان ، سید حسین طباطبایی (سرپرست رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه) ضمن ارائه گزارشی از روند برگزاری همایش  با ادای احترام به پروفسور محمد نوری عثمانوف و تبریک گرامیداشت نودمین سال تولد وی، این همایش را بزرگداشت یکی از چهره های خدوم فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی در روسیه دانست و  جایزه ادبی سعدی (لوح تقدیر و مبلغ پنج هزار یورو) را به ایشان تقدیم کرد. طباطبایی پس از اعطای این جایزه ، پیام های دکتر ابوذر ابراهیمی ترکمان رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دکتر مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه، خطاب به پرفسور نوری عثمانوف را قرائت نمود .

پروفسور محمد نوری عثمانوف نیر ضمن سپاس از برگزار کنندگان همایش  در سخنانی کوتاه گفت : بزرگترین خطری که جهان امروز را تهدید می کند افراط گرایی در همه ابعاد و زمینه هاست و تلاش کسانی چون وی در راستای توسعه و ترویج مدارا و تعادل بوده و هست .

 در ادامه سید علی موجانی پژوهشگر حوزه اسناد تاریخی ، مقاله خود را با عنوان «بازخوانی تاریخ اقوام در منطقه قفقاز ، یک نگرش بر اساس اسناد نویافته» ارائه کرد که  مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

پس از آن پیام کوتاه پروفسور جمشید گیوناشویلی ایرانشناس برجسته گرجستان که در آن با عباراتی مهرآمیز ، یک عمر تلاش علمی نوری عثمانوف مورد تمجید قرار گرفته بود  و نیز مقاله پروفسور میرزا ملا محمد از تاجیکستان قرائت شد و در پی آن دکتر صفر عبدالله ایرانشناس قزاقستان و سردبیر فصلنامه ایران نامه ، سخنرانی خود را با عنوان شاهنامه و دوره تاریخی ارائه نمود . وی در آغاز سخنرانی خود ، تلاش های پروفسور محمد نوری عثمانوف در تصحیح شاهنامه را ستود و برای وی عمر بلند و سلامتی و توفیق مستمر آرزو نمود .

 برای ناهار به یکی از سالن‌های دانشگاه رفتیم که با غذاهای محلی قفقازی با نام‌های خینکال و چودو از ما پذیرایی شد.

 

سخنرانی های بعد ازظهر در دو سالن جدا برگزار شد. در سالن اول مقالات مربوط به فیلولوژی و زبان و ادبیات و در سالن دوم مقالات حوزه تاریخ و فرهنگ ارائه گردید. از مهترین مقالات سالن اول می توان به مقالات زیر اشاره کرد:

پرفسور صفر عبداله: بررسی نسخ خطی فارسی دانشگاه دولتی قراقستان توسط

دکتر نوری ممدزاده «عشق« در اشعار فارسی قمری دربندی»

دکتر کازلوا: مقاله زبان های ایرانی در داغستان»؛

دکتر آ. محمدوف «چند نکته درباره ترجمه قرآن نوری عثمانوف»؛

مرضیه حیدری: «شاهنامه در قفقاز و آسیای مرکزی»

مقالات ارادئه شده در سالن دوم به قرار زیر است:

پرفسور شیخ سعیدوف: شکل گیری مجموعه نسخ خطی در داغستان

پرفسور سوتاوف: مطالبی در منابع ایرانی درباره تاریخ قفقاز در دهه 30 قرن هیجدهم

دکتر گودرز رشتیانی: میراث تاریخ نویسی فارسی در داغستان و معرفی سه نسخه نویافته

موسی عبداللهی: روابط ایران و قفقاز شمالی در آینه چند سفرنامه

دکتر ماکسیمچیک: مطالبی درباره جنگهای ایران و روس بر اساس موزه نظامی تفلیس

فرزانه شفیعی: بازیهای آئینی در ایران و قفقاز

مهدی حسینی تقی‌آباد: نخبگان داغستانی در عرصه ادب و سیاست ایران صفوی

دکتر کیلیاسوف: مطالبی درباره مناقشه فرهنگی ورزش و بازیهای سنتی

همانطور که پرفسور شیخ سعیدوف وعده داده بود در سخنرانی بنده حاضر شد و با بزرگواری تمام انتقادی که به یک دیدگاه وی مبنی بر عربی بودن متن نسخه احوالات اهالی داغستان داشتم و تاکید بر فارسی بودن اصل آن داشتم، را پذیرفت و قرار شد ارتباط خود را از طریق ایمیل گسترش دهیم.

از نکات جالب توجه در این نشست یخنرانی پر هیجان یکی از استادان دانشگاه دولتی داغستان در بیان ارتباط گسترده با ایران و تعلق به فرهنگ ایرانی بود که در نهایت منجر به ترکیدن بغض وی گردید.

 اواخر ساعات روز جمعه را به بازدید از مدرسه تاریخی ایرانیها در ماخاچ قلعه گذراندیم. در حال حاضر این مدرسه با نام دانشگاه اسلامی زیر نظر اهل سنت داغستان فعالیت میکند و جا دارد با توجه به سابقه آن و با پیگیری نهادهای مسئول به یک مرکز برای گسترش فعالیتهای ایرانشناسی تبدیل شود.

بعد از دیدن مدرسه به چند مغازه برای تهیه سوغات داغستان رفتیم. سوغاتی‌های مشهور داغستان شامل لباس‌ها و کلاه های محلی، شمشیر و خنجر و زیورآلات نقره ای است که با توجه به قیمت نسبتا زیاد هیچ کدام از دوستان تمایلی به خرید پیدا نکردند.

بنا به هماهنگی قبلی با دوستان و پیگیری نوری ممدزاده روز شنبه 22 اسفند/ 15 مارس ساعت 6 صبح همگی (دوستان ایرانی به همراه دوستان اوکراینی و روس) با یک دستگاه ون (در زبان روسی ماشورتکا) به سمت دربند حرکت کردیم. دربند در حدود 75 کیلومتری جنوب ماخاچ‌قلعه واقع است که حدود 2 ساعت به طول انجامید. از آنجا که قصد دیدن مسیر و فیلمبرداری از مسیر را داشتم در صندلی جلویی کنار نوری ممدزاده نشستم (که با توجه به اندازه غیر استاندارد هر دویمان) با دردسرهایی از جمله جای تنگ و به خواب رفتن پاها همراه بود.

جاده ماخاچ قلعه-دربند در امتداد ساحل و مابین کوه و دریا کشیده شده که درسمت بالای جاده تاکستان و در سمت پائین جاده مزارع گندم کاشت شده بود. برای صرف صبحانه به دربند رسیدیم و در قسمت جدید شهر در یک رستوران شیک و مدرن صبحانه خوردیم. صبحانه به استثنای سیدحسین طباطبایی که نیمرو سفارش داد، برای بقیه دوستان کاشا بود. کاشا غذای روسی است که سه نوع است: شیر همراه با برنج؛ شیر همراه با   گندم؛ شیر همراه با ارزن.

اولین جایی که در دربند بازدید کردیم کلیسای ارامنه بود. این کلیسا در قرن هیجدهم ساخته شده و دیوارهای داخل  محراب آن با قالیهای ایرانی تزئین شده بود. لازم به ذکر است که اولین استقرار ارامنه در دربند به دوره پتر اول (درگذشته با سال 1725م)  میرسد که با تصرف نواحی ساحلی ایران، تعدادی از ارامنه را در استان گیلان و دربند اسکان داد.

 سپس به مسجد جامع دربند که به شیعیان تعلق دارد رفتیم.

این بنا قدیمترین مسجد قفقاز است و ساخت آن به نیمه اول قرن اول هجری بازمیگردد و در اصل بر آتشکده ساسانی بنا شده و طاقهای آن به خوبی بیانگر معماری باستانی آن است. د
ر دوران مختلف از جمله به فرمان شاه عباس صفوی  این مسجد  بازسازی شده بود . در ماه‌های اخیر نیز به نحو بسیار ناشیانه‌ای محراب و بخشهایی از دیوار داخلی مسجد با سنگ و سرامیک امروزی بازسازی شده که ضربه جبران ناپذیری به هویت  و اصالت آن وارد کرده است. و بیم آن میرود از فهرست جهانی یونسکو حذف شود.

متولی مسجد فرهاد نام داشت و با رویی گشاده به توضیح تاریخ مسجد پرداخت . شعر فارسی کتیبه زیر به قرار زیر است:

 

 بفرمان شه جم شاه عباس/ که صد اسکندر او را هست چاکر
غلام در گهش حیدر قلی ساخت/ جبین ( یا چنین) سد بگردید از فلک سر
پی تاریخ اتمامش که کردند / با قبال شهنشاهی میسر
چو پیشانیش در آن سد خرد گفت/ بنای ثانی سد سکندر (1022)

بخش قدیمی دربند که مسجد و کلیسا در ان واقع شده پر از آثار باستانی است که همه آنها به ثبت جهانی توسط یونسکو رسیده. بعد از مسجد، از حمام تاریخی و کوره خانه آن دیدن کردیم که برای دوستان روس و بلاروس بسیار جالب توجه بود.

لازم به توضیح است در دوره ساسانی به ویژه در دوره قباد و خسروانوشیروان برا ی جلوگیری از جمله اقوام وحشی وخزرها سه دیوار بلند از کوه به سمت دریا کشیده شد و قلاع مهمی برای استقرار مرزبانان ساخته شد. متاسفانه از این دیوارها چیز زیادی باقی نمانده و بیش از همه قلعه مرکزی دربند از گزند حوادث در امان مانده که در سالیان اخیر نیز به خوبی بازسازی شده است.

در قدیم این قلعه ایران‌دژ  نامیده می‌شد و امروز به آن قلعه ساسانی گفته میشود. مجمل التواریخ و القصص این شهر را این گونه معرفی می کند: «و بسیار جای ها و دربند باب الابواب را بنا کرد [ انوشیروان ] بر آن سان که هنوز برجایست تا از تاختن ترکان بی بیم باشند، کمابیش بیست فرسنگ زمین است و هر جایگاه قایدی بپای کرد و پیش کسانی که اخبار ندانند چنانست که آن سد سکندر است و آنرا اصل نیست که سد سکندر نه بدین حدودست و هم از آهن و ارزیز است و از روی آمیخته است ... 

اصطخری نیز در توصیف این شهر می گوید: باب الابواب شهری است که بسیار اوقات می شود که آب دریا وصل بدیوار آن می­گردد دروسط آن یک اسکله ای است و وضع آن این است که دو سد از دو سوی که دخول و خروج بی اذن ممکن نباشد.  وی این شهر را در دوره خود از اردبیل بزرگتر معرفی می کند که نشانگر اهمیت دربند در آن دوره است چرا که اردبیل در قرون اولیه اسلامی از شهرهای مهم و آباد آذربایجان محسوب می شده است.

معرفی اصطخری از جهات دیگر نیز واجد اهمیت است. او امکانات دفاعی شهر را این چنین توصیف می کند:  دیوار طولانی کم عرضی از سنگ که ابتدا می شود از کوه برای محروس بودن شهر ساخته اند و راهی از کوه ببلاد مسلمین ندارد و بجهت آنکه خطوط طرق محو و خراب شده است و مسالک مابین بلاد کفر و اسلام صعب است و علاوه بر امتداد دیوار مسطور نیز قطعه ای از آن که شبیه است بدماغه طولانی در دریا کشیده شده است که کشتیها نتوانند نزدیک شوند.»(نقل از نشریه وطن یولی)

در دربندنامه درباره اقدامات ابومسلم بن عبدالملک در نیمه دوم قرن اول هجری چنین آمده است:

ابومسلم دربند را هفت محله قرار داد و برای هر طایفه مسجدی تعمیر نُمود و اسامی مساجد را  مسما به اسم  هر طایفه نمود . اول مسجد حضری، دوم  مسجد فلسطین، سیم  مسجد دمشق، چهارم  مسجد خمصاء ، پنجم  مسجد قیصر ، و ششم  مسجد جزایر، هفتم  مسجد موصل و به غیر از مساجد مذکورین، مسجدی عظیم برای جامع تعمیر و شش دروازه قرار داده و بارو  دروب از تخت¬های آهن  نصب کردند. و اسامی دروب الحال  جارچی قاپو گویند و باب الجهاد قرخلر قاپو گویند، باب الخمس ینگی قاپو گویند ، باب الصغیر ترکمان قاپو گویند و باب المکتوب بیاد قاپو گویند، باب العلقمه نارین  قلعه قاپو گویند.».(به نقل از نسخه خطی دربندنامه-انستیتو نسخ خطی پترزبورگ)

در داخل قلعه دو موزه فعال است که در انها اثار باستانی کشف شده شهر دربند نگهداری میشوند که از میان آنها، تاسیسات مربوط به لوله کشی برای انتقال آب بسیار جالب توجه هستند.

از خاطرات به یاد ماندنی این روز دیدار با یکی از کارمندان قلعه به نام کمال بود . او که از اهالی دربند استو خود را ایرانی نژاد و دوستدار ایران میدانست و دارای اطلاعات دقیقی از تاریخ شهر دربند و تحولات تاریخی آن بود. کمال همه نقاط قلعه را توضیح داد و هماهنگی لازم را برای بازکردن درب پشتی قلعه که به کوه های شمالی شهر گشوده می‌شد انجام داد.  از این زاویه موقعیت جغرافیایی و طبیعی شهر و اهمیت قلعه بیش از یش نمایان میشد. کمال خواهان ارسال کتابهای تاریخی فارسی و عربی از ایران درباره تاریخ دربند و داغستان شد و قرار بر این شد حداقل از نظر ایمیلی اطلاعاتی را مبادله کنیم.

 یکی دیگر از خاطرات این روز آشنایی با یکی از ایرانی تبارهای دربند بود که در روستای جالقان در نزدیک دربند زندگی میکردند. همانگونه که خود وی اشاره کرد و در دربندنامه نیز آمده است در دوره انوشیروان حمع زیادی از اهالی فارس، کاشان و گیلان به دربند کوچ داده شدند تا وضعیت مرزبانی ایرانیان تقویت شود. همه اهالی روستای جالقان خود را از مهاجرین دوره انوشیروان می دانستند و جالب است که به زبان فارسی پهلوی نزدیک به فارسی کلاسیک صحبت میکنند. جمعیت این دو روستای ایرانی تبار حدود 6 هزار نفر برآورد میشود. از او خواستم تا یکی از  اشعار و ترانه‌های سنتی خود را برای ما بخواند. و او اینگونه خواند:

......

آبو دادم به زمین

زمین به من گندم داد

گندمو دادم به نونوا

نونوا به من نون داد

 فایل صوتی را از اینجا گوش کنید.

......

بعد از دیدن قلعه، بازدید سریعی هم از قبرستان تاریخی دربند داشتیم که سنگ‌ قبرها و کتیبه‌های آن قابل مطالعه است. شاعر پارسی گوی قمری دربندی هم در اینجا آرمیده بود.

در راه بازگشت به ماخاچ قلعه در یک رستوران که غذای دارگینی عرضه میکرد توقف کردیم. ماست آن بسیار خوشمزه بود و ناهار سنتی ان که لاگمن نام داشت در یادهای دوستان خواهد ماند.

 حدود دو و نیم بعداز ظهر به فرودگاه رسیدیم. در کمال ناباوری متوجه شدیم که بلیط سیدعلی موجانی برای روز قبل خریداری شده و ظرفیت هواپیمای ما هم تکمیل بود. از این رو موجانی به همراه خانم حیدری که بلیط ایشان هم برای پرواز بعدی بود در فرودگاه ماندند. از موجانی که در سفر دارای روحیه  کنجکاو و بی آرام و قراری بودند خداحافظی کردیم و امیدوار به دیدار در آینده نزدیک شدیم.

در طی دو و نیم ساعت پرواز تا مسکو فرصت مناسبی دست داد تا هم با دکتر صفر عبداله به ادامه گفتگو بپردازیم و هم با سیدمهدی حسینی که برای سالها فرصت گپ و گفت فراهم نشده بود به مرور خاطرات گذشته پرداختیم.

در فوردگاه ونوکوا مسکو امکان تهیه بلیط با قیمت مناسب به مقصد پترزبورگ فراهم نشد.  از این رو خود را به ایستگاه راه‌آهن رسانده و با قطار ساعت 21و53 دقیقه به سمت پترزبورگ (قیمت 2200 روبل حدود 200 هزار تومان) حرکت کردم و ساعت 5و40 دقیقه به پترزبورگ رسیدم....

نویسنده : گودرز رشتیانی ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد